سرویس تجسمی هنرآنلاین: نقاشیهای علی زعیم با عنوان " آن که مثل من هست، آن که مثل من نیست" از 7 تا 18 شهریور در گالری اعتماد به نمایش درآمده است. زعیم در گفت و گو با خبرنگار هنرآنلاین در مورد تکنیک کار خود، گفت: کارهای من با تکنیک اکریلیک روی بوم به وجود آمدهاند ولی نوع استفاده از اکریلیک آنها را از کار دیگران متمایز میکند. در این کارها از رنگهای درخشان و شبرنگ بهره گرفتم و رنگهای صنعتی متالیک و درخشنده را انتخاب کردم که مانند فلورسنتهای اطراف ما هستند. در فضای اطراف ما ماشینها، تابلوی مغازهها و جهان پیرامون این رنگهای درخشان دیده میشوند اما هیچ وقت در تابلوی نقاشی چنین رنگهایی حضور نداشتند و من سعی کردم این رنگها را وارد کارم کنم. در این روزها هم کسانی که به دیدن نمایشگاه آمدند به این رنگهای درخشان، گرم و سرزنده علاقهمند شدند و من احساس کردم جامعه ما بسیار فقدان رنگ دارد و حتی در گرافیک هم رنگها را وارد زندگی نکردهایم.
او در مورد موضوع این آثار گفت: من همیشه به موضوع زن اهمیت میدادم و احساس میکردم زن باید نقش کاربردیتری در جامعه داشته باشد. در بیشتر این تابلوها هم به موضوع زن پرداختم. او به زیبایی اهمیت میدهد اما زن معاصر در حال کنکاش برای یافتن حدود زیبایی و شکل رسیدن به آن است. در عنوانی هم که برای نمایشگاه انتخاب کردم خواستم بگویم که "من" معنایی ندارد و محصول تفاوتهای واقعی و خیالی همه آدمهاست که میخواهند همدیگر را بشناسند و با مقایسه میان خود و دیگران، تفاوتها را درک کنند. این مجموعه آمد و شدی بین فرهنگ و نگاههای مختلف است که خودمان و دیگران را تعریف کرده و نقد میکنیم.
زعیم افزود: تلفیق دیگربودگی، معناها و مطالبی که در این مجموعه آورده شده شکلی کنایه گونه دارد و لایههای سطحی زندگی را به چالش کشیده است. در این مجموعه این سوال را مطرح کردم که اهمیت اشیا چقدر است و تا چه حد میتوانیم به آنها احترام بگذاریم. اشیا برای ما بسیار محترم بوده و همیشه همراه ما هستند، اما حد این احترام چقدر است، آیا از کرامت انسانی بالاتر است؟
او با اشاره به استفاده از نمادهای ایرانی در کارها گفت: یکی دیگر از نکاتی که به کار من کمک کرد استفاده از کالیگرافی ایرانی بود. از قابلیتهای خط نستعلیق استفاده کردم که اثر خوبی در کارها داشت. من خطاط نیستم ولی به عنوان گرافیست میدانم چه طور از خط استفاده کنم. در این کارها ترکیباتی که با استفاده از خط به وجود آمده با فرهنگ ایرانی تناسب دارد و میتوانم بگویم کارهایم پاپ آرت ایرانی است. همچنین از طرح گچ کاری در تابلوها استفاده کردم که اشاره دارد به اینکه نگاه واپسگرایانه داریم و همیشه چیزهایی از گذشته را با خود حمل میکنیم.
او درباره تاثیر گرافیک بر نقاشیهای خود گفت: آنچه کار من را با نمایشگاههای دو دهه اخیر متفاوت کرده همین فضای ابزار وتمهیدات گرافیکی بوده که به کارها اضافه کردهام. من از نقاشی وارد گرافیک شدم و دوباره از گرافیک به نقاشی برگشتم، بنابراین توانستم این رابطه را درک کنم و از تمهیدات گرافیکی به خوبی در کارم استفاده کنم. ویژگیهای پوسترهای گرافیکی مانند رنگهای درخشان، ساختار و کمپوزیسیون که در تابلوها استفاده شده قابلیتهایی به موضوع اضافه کرده است. در این کارها از المانهای سنتی ایران مانند گچکاری استفاده کردم و تلفیق بخشهای سنتی و مدرن برایم اهمیت زیادی داشت.
زعیم ادامه داد: در دو دههای که به کار حرفهای مشغول هستم کار من بیشتر در زمینه گرافیک بوده و به دلیل اهمیت زیادی که برای طراحی جلد کتاب قائل هستم کار من در این زمینه شناخته شده است. اما بعد از دو دهه کار احساس کردم باید چیز عمیقتری باشد که بتواند مرا ارضا کند و آن هم چیزی غیر از نقاشی نبود. بنابراین فکر کردم باید قدمهای جدیتری بردارم و از سال 90 به بعد فعالیت من بیشتر به سمت نقاشی گرایش دارد.
علی زعیم در استیتمنت نمایشگاه آورده است: زن و از پس آن مرد در بین دومیدان مغناطیسی، همچون ضرب آهنگ یک پاندول، آن که مثل من هست آن که مثل من نیست. تمامی آنچه از گذشته وام گرفته میشود، مایه افتخار و پیشرفت نیست. در این میان سنت گچکاری ایرانی که به جهان کلاسیک غرب تعلق دارد، کارکردهای معنایی و کاربردی خود را از دست داده و همچون فسیلی بازمانده در طول تاریخ از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر می خزد. این فرم های کلاسیک که قرن ها جذابیت عصر خود را به رخ می کشند، همچون دیگر بخش های زندگی سنتی که گویی رهایی از آن ممکن نیست، به شکلی دکوراتیو با جهان معاصر پیوند خورده است.
در آن سوی پارادوکس اشیا با ابعادی بزرگ همراه با رنگ های پر زرق و برق با دنیای تبلیغات به رقابت بر می خیزد. وبا توجه به دغدغه های فرمال روزگارمان و بسان موجودی فرازمینی در نگاه مد پیشتاز و در قالب پاپ آرت با اشیایی روبرو می شویم که در تلفیق با سوژ ه های خود به نوعی پویندگی، تشویش و ناهنجاری اشاره دارد. این مجموعه به تضاد هایی اشاره دارد که از یک سو تکیه بر ارزشهای سنتی دارد و از سوی دیگر قادر نیست یا اصلا خواستش بر این نیست که از دنیای مدرنیته فاصله بگیرد و بر هویت چندگانه اعتراف می ورزد. و در این میان گچ هایی که با تلنگری می ریزند و اشیایی تاثیر گذار افراطی و شیک که از پوسته انفعالی خود بیرون آمده اند همگی این جمله را زمزمه میکند، آن که مثل من هست آن که مثل من نیست.
انتهای پیام/