سرویس تجسمی هنرآنلاین : رسم است که برای هر دستاورد بشری در عرصه‌های مختلف، منشاء‌ای بیابیم و شاخص‌هایی برای آن‌ها در نظر بگیریم. سرآغاز جنبش هنر نوین و پیشرو ایرانی هم با نام جلیل ضیاپور گره خورده و به حق در منابع رسمی و غیررسمی متفقا از او به عنوان پدر نقاشی مدرن ایران نام برده می‌شود. کوشش‌های او در تبیین عرصه‌های نو در هنر و پیش‌قراولی‌اش در جریان سازی هنری با عزمی راسخ و روحیه‌ای جسورانه امروز از او به حق چهره‌ای ساخته که کمترین دستاوردش را می‌توان در دمیدن روحی تازه در هنرهای تجسمی ایران و فراهم کردن زمینه‌های قرار گرفتن هنر ایرانی در مسیر جهانی شدن و روزآمدی به حساب آورد. او در طول فعالیت هنری خود به عنوان نقاش، همواره به عنوان سردمدار نوگرایی و اشاعه دهندهٔ هنر مدرن مطرح بوده و آغاز کننده نقد هنری در ایران است.

موضع گیری آرتیستیک ضیاءپور چهار گروه عمده از هنرمندان یعنی مقلدان شیوه‌های گذشته، مدرنیست‌های بی‌ریشه برگشته از خارج، واپس‌گرایان توده‌گرا و پی‌گیران روش کهنه اروپایی را نشانه می‌گرفت. سعی او بر این بود که با تکیه بر ظرفیت فرهنگ بومی، هویت ایرانی را حفظ کند اما با زبان جهانی سخن بگوید و آن را عرضه دارد و در ‌‌نهایت فرهنگ ایرانی خویش را تعالی بخشد.

سیاهه فعالیت‌های هنری ضیاپور در عمر ۷۹ ساله‌اش آن چنان مفصل و پرتعداد است که مجالی چنین محدود تنها فرصت اشاره به سرفصل‌هایی مختصر از آن‌ها را در اختیارمان می‌گذارد.

تحصیلات هنری و بیانیه پرسروصدای ضیاپور

ضیاپوردر سال ۱۳۲۰ وارد دانشکده هنرهای زیبا شد، اولین دوره هنرکده (۱۳۲۴ - ۱۳۲۰) سه دانش‌آموخته در رشته نقاشی معرفی کرد که ضیاءپور با احراز مقام اول و دریافت مدال درجه یک فرهنگی از طرف دانشکده با بورس اهدائی دولت فرانسه رهسپار آن کشور شد و در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس در رشته هنرهای تجسمی به ادامهٔ تحصیل پرداخت. او در همین زمان نظریه‌ مشهورش را در مورد هنر تجسمی (نقاشی) به نام "لغو نظریه‌های مکاتب گذشته و معاصر - از پریمیتیو تا سوررئالیسم" عرضه کرد.

ضیاءپور نظریه و دیدگاه هنری خود را در مهر ماه سال ۱۳۲۷ به صورت رساله‌ای به نام "لغو نظریه‌های مکاتب گذشته و معاصر از پریمیتیو تا سوررآلیسم" به مجامع فرهنگی و روزنامه‌ها ارائه می‌کند و در آن، پس از تاریخچه فشرده‌ای که از مکاتب هنری غرب می‌دهد تمامی این مکاتب را برای هدف اصلی نقاشی نارسا می‌شمارد و غالب آن‌ها را قالبی برای عرضه چیزهایی جز نقاشی می‌داند. با این رساله او به تعریف نقاشی مجرد و انتزاعی بسیار نزدیک شده‌است و به جوهره نقاشی مدرن که پیراستن آن از زاویه ادبی، تاریخی، اجتماعی و امثال آن برای رسیدن به کارکرد مستقل رنگ، خط، نور و کمپوزیسیون‌های خلاقه ضروری است نظر دارد.

مکتب خروس جنگی

در سال ۱۳۲۷ پس از اتمام تحصیلات و اولین بازگشت او به ایران، نقاشان آکادمی از جمله جواد حمیدی، حسین کاظمی و... گرد هم می‌آیند و فعالیت جدی نقاشی معاصر ایران شکل می‌گیرد. در سال ۱۳۲۸، ضیاءپور با هم‌فکرانش به پایه گذاری انجمن هنری "خروس جنگی" که مجمعی پیشرو در زمینه طرح عرصه‌های هنر نو خاصه ادبیات، تئا‌تر، موسیقی و نقاشی بود و نیز چاپ مجله‌ای با همین نام اقدام کرد..

ضیاءپور در خصوص علت انتخاب نام "خروس جنگی" می‌گوید: "خروس از نظر ظاهر اندام، موجودی قرص و مهاجم و از نظر رنگ‌آمیزی، جلوه‌گر؛ از نظر هویت (در ادبیات ما) نمایندهٔ فرشتهٔ بهمن و به عنوان طلایه، وظیفه‌اش بیداری مردم بوده است و چون هیبت زیبا و رنگین خروس به نقاشی نزدیک و خود نیز مظهر جنگ و مبارزه است، نشانه‌ای مناسب برای اهداف انجمن محسوب می‌شد. "

او در مورد انگیزه‌های حرکتی و فعالیتی خروس جنگی چنین می‌گوید: "هیچ عقب‌گرایی و واپس‌گرایی را بی‌پاسخ نمی‌گذاشتیم و تا جایی که آگاهی‌های ما اجازه می‌داد، عوامل بازدارندگی و سودجویی را بطور قاطع برکنار می‌زدیم و افشاگری می‌کردیم. در واقع خروس جنگی مبارزه‌ای در برابر کهنه‌پرستی و سنت‌گرایی به دور از واقعیات زمانه داشت. "

تأثیری که این حرکت در روند هنر نقاشی معاصر ایران بر جای گذاشت، بر کسی پوشیده نیست، چنانکه در سال ۱۳۵۵ نشریه انگلیسی زبان شورای عالی فرهنگ و هنر نوشت: "نقاشی معاصر ایران در سال ۲۹-۱۳۲۸ در عرصهٔ مجادلهٔ هنر کهنه و نو، از طریق نقاشی‌ها و نوشته‌های جلیل ضیاءپور وارد مرحلهٔ تازه‌ای شد."

از سال ۱۳۲۷بحث در زمینهٔ نقاشی مدرن اوج گرفت که مرکز این مجادلات فرهنگی و هنری، انجمن و مجلهٔ خروس جنگی بود. ضیاءپور در همین زمان دوازده کنفرانس دربارهٔ نقاشی مدرن و تعدادی مقالهٔ کوبنده و آگاه ساز در برابر نقاشان کلاسیک و مبلغان غربی که همراه هم در برابر نقاشی نو در یک جهت حرکت می‌کردند، انتشار داد.

ضیاءپور؛ یکی از پیشکسوتان مردم‌شناسی در ایران

جلیل ضیاءپور، جدا از آنکه نقاشی پیشرو بوده است، فعالیت‌های پژوهشی گسترده‌ای را نیز در زمینهٔ مردم‌شناسی انجام داده و نتایج آن‌ها که حاصل سال‌ها تحقیق و تجربه می‌باشد، امروزبه عنوان کتب مرجع این رشته از علوم در دانشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. از اینرو می‌توان گفت زندگی‌اش با نقاشی و مردم‌شناسی آمیخته بود. جدا کردن این دو از یکدیگر، هر یک از آن‌ها را خدشه دار می‌کرد و به دلیل اعتقادی که به ارزش‌های فرهنگی بومی و ایرانی داشت هیچگاه در آثارش قدم از فضا، تم، محیط، نمود‌ها و پدیده‌های جامعهٔ خویش بیرون نگذاشت و بر این اساس معتقد بود: "هنرمند کسی است که هویت و شخصیت جامعهٔ خود را بشناسد و آن را معرفی کند و ما فرهنگ خود را نمی‌شناسیم! میزان فرهنگ هر هنرمند به میزان برخورداری او از جامعه بستگی دارد که البته با متغیرات همراه است و در این تغییرات همهٔ کوشش اندیشمندان، هدفمندان و هنرمندان جامعه دست یافتن به فرهنگی پربار است. ما تا به امروز بهترین سنت‌ها را با خود حمل کرده‌ایم و نمی‌توانیم خود را از سنت‌ها خالی بیابیم. هنرمند در زمینه فرهنگی خود از سنت‌ها الهام می‌گیرد و محتوا سازی می‌کند."

در حقیقت ضیاءپور یکی از پیشکسوتان مردم‌شناسی در ایران به شمار می‌رود و بیش از نیم قرن، پیشینهٔ تحقیق داشته است. از زمینه‌های پژوهشی مورد علاقهٔ وی می‌توان به موضوعات بررسی فرهنگ عامه، زبان‌شناسی، پوشاک و نقوش زینتی مناطق مختلف ایران اشاره کرد.

ضیاءپور، مردم‌شناسی بود که روحیه‌ای خلاق، نو جو و جستجوگر داشت و با پشتکار و جسارت به تحقیق می‌پرداخت. او به منظور تکمیل تحقیقاتش، سال‌ها سواره و پیاده به تمام مناطق ایران از شمال، جنوب، مغرب و مشرق اعم از کویری، کوهستانی، عشایری و نیز مکان‌های بسیار دور و غیر قابل دسترس سفر کرد و آنچه وی را مجذوب خود ساخت، رنگ آمیزی محیط، نوع رفتار، گویش، آداب و رسوم و پوشاک مناطق مختلف بود. سفرهای تحقیقی او و نیز دلبستگی‌اش به ایران و زندگی ایلیاتی در بخشی از افکار و آثار نقاشی او بازتاب یافته است و یکی از بارز‌ترین ویژگی‌های آثار او به شمار می‌رود. تابلوهای "چادرنشینان"، "زن کرد قوچان"، "زن کرد سنندج"، "زینب خاتون"، "دختر لر"، "کل امیر و گل ‌بهار" و بسیاری دیگر از آثار او حاصل چنین بازتابی است و در واقع عملی کردن نظراتی است که از سال ۱۳۲۷ در زمینهٔ تحول نقاشی بر اساس میراث ملی در مجامع هنری ارائه کرده است. بنابراین بدون شک مردم‌شناسی جای پای قدرتمندی در هنر او دارد.

تالیفات ضیاپور

آثار جلیل ضیاپور در زمینه تالیف و پژوهش هم سیاهه مفصلی است که بیشترین آن‌ها در زمینه فرهنگ و هنر عامه و میراث هنری ما است.

برخی از کتاب‌های تالیفی ضیاپور عبارت از "آشنایی با رنگ‌آمیزی در آثار هنری ایرانیان از کهن‌ترین زمان تا دوره صفویه"، "پنجاه سال هنر تجسمی ایران معاصر از زمان کمال‌الملک تا کنون"، "پوشاک اشو زرتشت و موبدان"، "پوشاک ایرانیان از چهارده قرن پیش از صدر اسلام تا اواخر دوره قاجاریه"، "پوشاک ایل‌ها، چادرنشینان و روستاییان ایران"، "تاریخ مختصر هنر ایران و جهان"، "تاریخ هنر عمومی شرق، خاورمیانه و اروپا" و "هنر نقاشی و پیکر تراشی در ایران زمین" است. مجموعه تالیفات او به ۲۸ جلد می‌رسد.

مشاغل و ماموریت‌ها

ضیاپور از سال ۱۳۳۱ از سوی اداره کل هنرهای زیبای کشور دعوت به کار شد و به فعالیتهای فرهنگی-هنری، مشاغل و مأموریت‌های متعددی مانند بنیان‌گذاری هنرستان‌های هنرهای تجسمی دخترانه و پسرانه تهران و دانشکدهٰ هنرهای تزئینی، ریاست موزه مردم‌شناسی و... پرداخت.

او نمایندگی بعضی از فعالیت‌های مهم هنری از جمله بینال بین‌المللی نقاشی در "ونیز - ایتالیا"، نمایند‌گی ادارهٔ کل هنرهای زیبای کشور، در جلسات کمیتهٔ ملی هنرهای تجسمی، وابسته به کمیسیون ملی یونسکو در ایران، نمایندهٔ وزارت فرهنگ و هنر در جلسات کمیتهٔ اجرایی نمایشگاه مونترال کانادا را نیز برعهده داشت.

ضیا پور از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۷ هم تدریس در رشته‌های هنر شامل (نقاشی، تاریخ هنر، جامعه‌شناسی هنر و طراحی لباس) در دانشگاه‌های هنر، الزهرا و تربیت مدرس، در مقاطع کار‌شناسی، کار‌شناسی ارشد و دکتری را ادامه داد و از آن زمان تا روزهای پایانی زندگی به پژوهش، تألیف و تدریس در دانشکده‌های هنرهای دراماتیک و هنرهای تزئینی، دانشگاه مجتمع هنر اسلامی، تربیت مدرس و الزهرا پرداخت.

انتهای پیام/