به گزارش هنرآنلاین، هنر منسوب به آیین مسیحیت فراز و فرودهای زیادی را پشت سر گذاشته و در طول تاریخ دچار تحولات و دگرگونیهای زیادی شده است. به ویژه در عرصه هنرهای تجسمی که شاید در میان دیگر هنرها بیشترین تاثیرپذیری و تطور را از رویدادها و اتفاقات داشته هنرمندان مسیحی در معرض تاثیر بیشتری بوده و بر همین اساس آثارشان بنابه دورههای مختلف تاریخی، همچنین جغرافیای زیستشان از فضا و حال و هوای ویژهای برخوردار شده است.
ارمنیان ایران نیز پیرو همین قاعده از دگرگونیها و الزامات تاریخی این سرزمین فارغ نبوده و علاوه بر پرداختن به آموزهها و مختصات دینی خود، همپا و همگام با هر دوره هنرشان دستخوش تغییرات و روزآمدیهای زمانه بوده است.
با وجود این که بخشی از هنرهای تصویری هنرمندان ارمنی به تبع آموزههای دینیشان برپایه مضامین انجیلی اعم از مصائب زندگی مسیح و مریم عذرا و شرح حال قدیسان شکل گرفته و هنرمند، خود را چون وجودی روحانی، متعهد در به تصویرکشیدن معارف مسیحیت میدانسته؛ امّا آنچه واضح است، این هنرمندان توانستهاند با تطبیق هنر خود و جریانهای هنری مختلف با این تحولات نیز همگام شوند و چه بسا با تجربیات خود بر غنای دستاوردهای هنری دورانهای مختلف بیافزایند. این امر به ویژه در هنر یکی دو سده گذشته ایران که تحولات هنری سرعت بیشتری به خود میگیرد به خوبی احساس میشود.
هاکوپ هوناتانیان یکی از این هنرمندان است که در هنگام رکود اقتصادی در قفقاز به ایران مهاجرت کرد و علاقهی خاصی به نقاشیهای ایرانی در او پیدا شد. او حتی در تهران به دربار ناصرالدین شاه قاجار معرفی شد و سپس، با تجربهی چندین سالهای که در نقاشی چهره داشت و با مرگ نقاشباشی دربار، میرزا ابوالحسن غفاری معروف به صنیع الملک، لقب نقاشباشی دربار را دریافت کرد. از آثار هنری باقیمانده از این نقاش میتوان به نقاشیهای دیواری کلیسای تادئوس و بارتوقیمئوس اشاره کرد که هاکوپ پس از آمدن به تهران، بنا به سنت خانوادگی خود به آن پرداخته بود. تاثیری که او از هنرهای تصویری قاجاریه و به خصوص تزئینها گرفته در این نقاشیها که برپایه روایتهایی از انجیل شکل گرفتهاند کاملا آشکار است.
یکی از عرصههایی که نقاشان ارمنی ایران در همین دوره به شدت از آن متاثر شدند پرترهسازیهای دوران قاجار بود که از قضا با ورود عکاسی به ایران رونق زیادی هم پیدا کرده بود. این درحالی بود که چهرهسازی و شمایلنگاری از امامان و معصومین نزد نقاشان ایرانی با در نظر گرفتن معارف اسلامی همواره منع شده و مذموم شمرده میشد، اما نقاشان ارمنی شیوه و سیاق پرترهسازی قاجار را به شمایلها و نقاشیهای مذهبی خود وارد کردند به نحوی که مختصات اصلی پرترهسازیهای قاجاریه به شمایلهای ارمنیان راه پیدا کرد. چهرهها و اندامهای آثار مذهبی نقاشان ارمنی که از این دوره به جا مانده مانند اکثر نقاشیهای پرتره قاجار فاقد حرکت فیزیکی و دارای آرامش و سکون است. طراحی چهره و لباس دارای ظرافت ویژهای است و خطوط نرم و سیال به عنوان مکملهای خطوط عمودی و افقی پدیدار می شوند. رنگهای غالب تابلوها، بنا به مورد، در سرتاسر پرده، به صورت نقوش یا نقطهها در آمده تا از شدت گستردگی و یکنواختی این دو رنگ بکاهد. ارتباط بین سطوح در اکثر آثار این دوره ، به قوت خود باقی است و اندک حجم پردازی که بیشتر در بخشی از ردا و لباس ها به کار می رود از شدت تاثیرگذاری روابط این سطوح نمی کاهد.
آثار این دوره با درنظر گرفتن مجموعه شرایط و ویژگیهای نقاشی سنتی ایران، که از جمله اتکا به سطوح دو بعدی (مسطح بودن) درخشش (نورانی بودن) بیتوجهی به عالم مادی محسوس (ذهنیگرایی ) بهرهگیری از رنگهای روحانی (لطیف و سبک بودن) و قالبها و اندازههای کوچک (متعارف و درون گرا) و ... را دارا هستند، احساس فضایی ملکوتی، تمثیلی و بهشت گونه را به ذهن متبادر میکنند و بیان عاطفی، سکون و تمرکز، تجسم چهره های گیرا همراه با مهارت های استادانه از ویژگی های آثار این دوره است که با موفقیت به مضامین و موضوعات نقاشی های مسیحیان ایران راه یافته اند.
یکی دیگر از جلوههای تاثیرپذیری هنرمندان ارمنی از شیوههای نقاشی ایرانی در نقاشیهای قهوه خانه ای نمود مییابد. در این زمینه می توان به دیوارنگاری های بقاع متبرکه اشاره کرد. نقاشی قهوهخانهای که از شیوه های تثبیت شده نقاشی در این دوران است رابطه نزدیکی از لحاظ سبک و مضامین با نقاشی دیواری دارد و بسیاری از کارشناسان تاریخی این نوع نقاشی را زیرمجموعهای از نقاشی دیواری در عصر قاجار میدانند. این شیوه از نقاشی که جنبه روایی دارد و بیشتر به موضوعات و مضامین مذهبی نظیر حماسه عاشورا میپردازد ریشه در سنتهای مردمی و دینی دارد و آمال و علایق ملی و اعتقادات مذهبی را به تصویر میکشد. در این شیوه هم چون اشکال دیگر نقاشی ایرانی به طور واضح چهره امامان و معصومین (ع) تصویر نمیشود و بر حضور معنوی و روحانی ایشان تاکید می شود. با این وجود نقاشان ارمنی فضا و حال و هوای رنگی نقاشی های قهوه خانه ای را به دیوارنگاری ها و نقاشی های خود از مضامین مسیحی وارد کردند. تعدادی از آثار نقاشی این هنرمندان که در موزه کلیسای "وانک" جلفای اصفهان نگهداری می شوند از جمله این آثار هستند.
فعالیت هنرمندان ارمنی ایران همگام با جریانهای هنری تا به امروز هم در شاخههای دیگری از هنر ایرانی و اسلامی ادامه پیدا کرده است. ادمان آیوازیان یکی از هنرمندان مطرح معاصر ایرانی از مثالهای برجسته در این زمینه است. از آثار برجستۀ اِدمان میتوان به طراحی داخلی مسجد فرودگاه ریاض، نقاشی دیواری سالن انتظار فرودگاه جده، نقاشی دیواری برای موزۀ ملی عربستان و طراحی موزاییک برای مسجد جامع عمان اشاره کرد. این هنرمند در طراحی کتیبههای خط ثلث و کوفی و کاشی کاریهای مساجد عربستان، کویت و عمان از نقاشی اسلامی و ایرانی تأثیر پذیرفته است. آثار آیوازیان در مساجد، کلیساها، موزه ها و بسیاری از اماکن عمومی و مجموعههای شخصی از جمله موزۀ سنت لازار ونیز و همچنین موزۀ آرام خاچاطوریان ایروان نگهداری میشود.
سروژ بارسقیان، آندره سوروگیان درویش ، مارکار قرابگیان ، هاکوپ وارطانیان ، میکاییل(میشا) شهبازیان ، هاروتیون(آرتوش) میناسیان ، کلارا آبکار ، یرواند نهابدیان ، ماروسا آراکلیان واهرامیان ، بابگن آسریان(باریس) ، مارکو گریگوریان ، لئونی تاشچیان ، آواک هایرابدیان ، وارتگس آسریانس ، هنریک آهارونیان ، سدراگ نظریان،دزاقیک هوسپیان(یوسفزاده)، یسایی شاهیجانیان، سیمون آیوازیان معمار، نقاش، واهیگ آسریانس نقاش و آدانا دیکران زهرابیان هم تعدادی دیگر از نقاشان بسیاری هستند که علاوه بر خلق آثاری برپایه هویت دینی خود همگام با جریان ها و تحولات هنری در ایران فعالیت کرده اند.
انتهای پیام/