به گزارش خبرنگار هنرآنلاین ؛ داریوش شایگان، محمود دولت آبادی، ژاله آموزگار، علی معصومی همدانی، بهاءالدین خرمشاهی، فخرالدین فخرالدینی، غلامحسین صدری افشار، ایرج پارسی نژاد، کورش صفوی، توفیق سبحانی و ضیاء موحد از جمله شخصیتهای حاضر در این شب بخارا بودند.
علی دهباشی آغازگر این مراسم بود که از باطنی و نخستین کوششهای زبانشناسی در ایران سخن گفت: "واژة زبانشناسی" نخستین بار توسط سعید نفیسی در سال 1304 برابر واژة فرانسوی Linguistique به کار گرفته شد. پیش از این واژة زبانشناسی به صورت "فقه اللغه" در مقالات و کتابها برده مىشد.
وی افزود: نخستین کوششها در عرصة زبانشناسی در سالهای 1312 تا 1314 در مقالات حسین فوادی بود که به صورت سلسله مقالات در مجلة "مهر" منتشر شد. در این مقالات نویسنده نگاه امروزی به زبان فارسی و پژوهشهای زبانشناسی ارائه داده است.
به گفته مدیر مسول نشریه بخارا؛ گامهای بعدی توسط محمد مقدم برداشته شد. مقدم دانشآموختة رشتة زبانشناسی از دانشگاه پرینستون آمریکا بود که پس از اتمام تحصیلات به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران کار خود را آغاز کرد. مقدم پس از یک دوره تلاش بیوقفه موفق شد رضایت اولیای دانشگاه تهران و دانشکدة ادبیات را جلب کند و در سال 1342 گروه زبانشناسی را تأسیس کردند. محمد مقدم را میتوان نخستین زبانشناس ایرانی نامید که آغازگر تدریس این رشته در دانشگاه تهران شد.
وی الفزود: مقدم در سالهای اولیة تدریس با همکاری دکتر صادق کیا و دکتر جمالالدین رضایی اولین مجلة مطالعات زبانشناسی را با عنوان "ایران کوده" منتشر کردند.نخستین نسل زبانشناسان ما توانستند پایه و اساس این رشته را در ضوابط کاملاً علمی تبیین و تدوین کنند تا آنجا که هماکنون نسل سوم زبانشناسان آثار ارجمندی ارائه میکنند.
در گروه زبانشناسی دانشکدة ادبیات استادانی همچون پرویز ناتل خانلری، سیفالدین نجمآبادی، صادق کیا و ماهیار نوابی و در سالهای بعد هرمز میلانیان و چند تن دیگر به تدریس پرداختند.
و در ادامه استادانی دیگر همچون: محمدرضا باطنی، ابوالحسن نجفی، علیاشرف صادقی، علیمحمد حقشناس، یدالله ثمره، بدرالزمان قریب و.. راه را برای نسل جوانتر فراهم کردند و با تدریس عالمانه و دقیق خود نسل جدید را با آخرین دستاورهای زبانشناسی در جهان آشنا کردند.
دهباشی ادامه داد: یک اتفاق مهم دیگر در عرصة زبانشناسی انتشار مجلة تخصصی "زبانشناسی" بود که به همت مرکز نشر دانشگاهی بنیاد گذاشته شده و زیر نظر دکتر علیاشرف صادقی منتشر میشود.
در این 50سالی که از تشکیل گروه زبانشناسی در دانشگاه تهران میگذرد، سه نسل در این رشتة علمی تربیت شدند. با نگاهی به "چکیدة پایاننامههای زبانشناسی" تنوع و کثرت موضوعات و فارغالتحصیلان این رشته را خواهیم شناخت.
به گفته دهباشی؛ باطنی بر بستر چنین زمینه و سابقة علمی در دانشگاه تهران در خرداد 1346 از رسالة دانشگاهی خود با عنوان "زبانشناسی همگانی و زبانهای باستانی" در حضور استادان برجستة آن روزگار که به نام برخی از آنها اشاره کردم دفاع کرد و موفق به دریافت درجة دکتری شد و از مهرماه همان سال در گروه زبانشناسی به تدریس مشغول شد. و دانشجویان بسیاری که امروزه از استادان بهنام این رشتهاند از دانشجویان برجستة استاد باطنی هستند.
باطنی متولد 1313 در اصفهان است. تا ششم ادبی را در اصفهان گذراندند. سال 1336 دانشجوی سال اول زبان انگلیسی دانشسرای عالی میشوند. در سال 1339 موفق به اخذ درجة لیسانس در زبان انگلیسی میشوند.
به موجب قانون آن روزگار کسانی که شاگرد اول میشدند میتوانستند به خارج از کشور برای ادامة تحصیل بروند. در انگلستان در دانشگاه لیدز (Leeds) ادامة تحصیل دادند و موفق به دریافت "دیپلم بعد از لیسانس با درجة ممتاز" شدند و همچنین در سال بعد موفق به دریافت درجة فوقلیسانس (M.A.) در زبانشناسی با گرایش ادبیات از همان دانشگاه میشوند و بقیة کار دانشگاهی باطنی را در دانشگاه تهران عرض کردم.
کارنامة پژوهشها و تألیفات دکتر باطنی در حوزة مسائل تئوریک زبانشناسی تاکنون در هشت جلد منتشر شده است که مهمترین اثر که بیش از 45سال است در تمامی مراکز دانشگاهی تدریس میشود کتاب "توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی" است که به چاپ 28رسیده است. و دو ترجمه از رابرت هال و مانفرد بییرویش در حوزة زبانشناسی از دیگر آثار باطنی است.
دهباشی افزود: همانطور که اشاره کردم باطنی پس از دریافت درجة دکتری در "گروه زبانشناسی" دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران تدریس میکردند که تا دیماه 1360 ادامه داشت و سرانجام به تقاضای خودشان بازنشسته شدند.
دوره دیگر زندگی علمی دکتر باطنی از سال 1364 در "مؤسسة فرهنگ معاصر" آغاز میشود که هفت سال آن صرف تألیف و تدوین "فرهنگ دوزبانة انگلیسی ـ فارسی" شد که سرانجام در بهمنماه 1371 به پایان رسید. پس از آن همکاری باطنی با مؤسسة فرهنگ معاصر ادامه یافته است که حاصلش 21جلد کتاب بسیار مهم در حوزة فرهنگهای دوزبانه است. فرهنگهایی همچون "فرهنگ انگلیسی ـ فارسی"،"«فرهنگ فعلهای گروهی"،"فرهنگ همایندها"،"فرهنگ اصطلاحات و عبارات رایج فارسی"، "واژهنامة روانشناسی" و کتابهای دیگر که در سالن مجموعه آثار او به نمایش درآمده است.
وی نوع همکاری موسسسه فرهنگ معاصر با محمدرضا باطنی را یک نمونه درخشان از همکاری ناشر و مولف عنوان کرد و گفت: علاوه بر باطنی استادانی دیگر همچون زندهیاد حقشناس، کریم امامی و بسیاری دیگر از پژوهشگران درجه اول ما اینک با این مؤسسه همکاری دارند. داود موسایی در شرایطی کار فرهنگنویسی را با این استادان آغاز کرد که که انقلاب فرهنگی اتفاق افتاده بود و دانشگاه و محیط علمی در تعطیل علمی به سر میبرد و فضای نشر راکد بود. در چنین شرایطی دست به چنین کارهای بزرگی زدن نیاز به شجاعت، شهامت، تدبیر و آیندهنگری خاصی داشت که موسایی و همکارانش این صفات را در خود داشتند و همچنان بر این راه هستند. امیدوارم شبی را به فعالیتهای علمی و فرهنگی این مؤسسه که در حوزة نشر خصوصی کشور بدون هیچگونه حمایت دولتی چنین کارنامة درخشانی را عرضه کرده است بگذاریم تا دیگر استادانی که با این مؤسسه کار کردهاند از گفتنیها بگویند.
در ادامه مجدالدین کیوانی از محمدرضا باطنی به عنوان "پژوهشگری که برسر ِاصول اخلاقی خود حاضر به معامله نشد" چنین یاد کرد وگفت: نخستین بار با باطنی آخرهای سال 1342 یا اوایل 1343 در لندن از نزدیک آشنا شدم. ما هر دو، به فاصلۀ یک سال از دانشسرای عالی ِاسبق، دانشگاه تربیت معلّم سابق و دانشگاه خوارزمی فعلی فارغ التحصیل شدیم. او در1340 برای ادامه تحصیل با کمک هزینۀ دولتی به انگلستان رفته بود. آن روزها انجمن دانشجویانی که عموماً طرفدار جبهۀ ملّی بودند وطبعاً با شاه وقت سرِ خوشی نداشتند، جلساتی در یکی از بناهای دانشگاه لندن یا جاهای دیگر تشکیل می دادند و افرادی در موضوعات مختلف سخنرانی می کردند، از جمله حمید عنایت، پرویزاوصیاء، مسعود فرزاد، امیرهوشنگ مهریار، منوچهر انور ودیگران و دیگران که باطنی هم یکی از آنها بود. نظم منطقی در فکر و در سخن، صداقت در اظهار نظر، رسایی و انسجام از مختصّات گفتار او بود که درهمان یکی دو بار که پای سخن او نشستم جلب نظرم را کرد، مختصاتی که سال های بعد در ایران بارها وبارها در گفته ها و نوشته های او مشاهده کردم.
وی افزود:در تابستان 1347 که به ایران باز گشتم، باطنی سه سالی می شد که به وطن برگشته و در دانشگاه تهران به کار مشغول شده بود. من نیز در دانشسرای عالی با حقوق ماهی 2000 تومان و رتبۀ استادیاری استخدام شدم. در آن زمان رحمت حقدان مدیر کلّ ادارۀ آموزش دانشسرای عالی بود.
باطنی که بسیار با حقدان ایاق بود حاضر شد برای باز شدنِ گرۀ کار موقتاً به دانشسرای عالی بیاید، و این کار را کرد. از آن تاریخ- که تصوّر می کنم سال تحصیلی 1348-49 بود- من فرصت بیشتری پیدا کردم که باطنی را بهتر بشناسم و بدانم که او تا چه اندازه وظیفه شناس، تابع مقرّرات و معتقد به نظم در کارهاست، چیزی که دانشجویان جوان چندان خوش نداشتند؛ و بعضی از استادان نیزهم!
رضا نیلیپور سومین سخنران این مراسم بود که با موضوع باطنی زبان شناسی آگاه از تبار "مقوله و میزان" به سخنرانی پرداخت او گفت:امسال پنج دهه از بنیانگذاری نخستین گروه زبان شناسی در ایران دردانشکده ادبیات دانشگاه تهران بوسیله زنده یاد محمد مقدم می گذرد. محمد مقدم درسال های نخست دهه 40 علاوه برتبدیل نظام آموزشی دانشگاهی ایران از نظام سالیانه به نظام واحدی، با تاسیس گروه زبان شناسی همگانی و زبان های باستانی نخستین دانشجویان زبان شناسی همگانی ایران را همراه با کلاس های رمحمد رضا باطنی با نظریه "مقوله و میزان" آشنا کرد.
وی افزود: باطنی نخستین کلاس های پرشور زبان شناسی خود را با صدایی رسا و با دقت خاص خود با یک نظریه عمومی زبان شناسی نظری جدید آن زمان به نام "مقوله و میزان" آغاز کرد. توصیف ها وکاربردهای نظریه "مقوله و میزان" در باره ساختمان زبان فارسی که باطنی در نخستین دوره ازکلاس های خود تدریس کرده بود در سال 1348 درکتابی به نام "توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی" بوسیله انتشارات امیرکبیر چاپ شد و همین تاکنون 27 بار به چاپ رسیده است. من هم به عنوان یکی از نخستین دانشجویان رشته زبان شناسی، دکتر باطنی را در ابتدا همراه با نظریه "مقوله و میزان" شناختم. ولی بعد ها که بیشتر و بیشتر با او آشنا شدم "مقوله و میزان" را درابعاد مختلف منش و شخصیت او مشاهده کردم.
نیلی با بیان این مطلب که در این جا "مقوله و میزان" را هم به مفهوم تخصصی و نظری خود که نام نظریه عمومی زبان شناسی مایکل ها لیدی زبان شناس معروف انگیسی است وهم به مفهوم وسیع آن به کار می برم، گفت: چرا که شخصیت باطنی درهر دو مفهوم کلمه با "مقوله و میزان" عجین شده است، هم در رفتار و منش تابع اصول مانده و هم برای زبان در قالب یک نظریه عمومی زبان شناسی همچنان به معنی داربودن زبان، و نقش آن در جامعه وفرهنگ پای بندی و وفاداری خود را حفظ کرده است.
وی افزود: باطنی از همان سال های نخست دهه 40 همزمان با بنیانگذاری گروه زبان شناسی دردانشگاه تهران، زبان شناسی علمی وشیوه توصیف دستورعلمی زبان فارسی را باشور و حرارت خاص خود درکلاسی های درس با حضور محمد مقدم و بعضی ازاستادان جوان آن دوران گروه ادبیات فارسی دانشکده ادبیات همچون شفیعی کدکنی تدریس کرد و با معرفی و پیاده کردن این الگوی نظری زبان شناسی، آغاز گر نظریه پردازی جدید و سنت شکنی در شیوه دستور نویسی سنتی درایران شد. یحیی مدرسی هم با بیان این مطلب که از زمان شرکت اش در کلاس محمدرضا باطنی بیش از 40 سال می گذرد ،گفت در طول این سال ها ، همواره به لحاظ علمی و فراتراز آن ،از نظر اخلاقی ، از او بسیار آموخته ام و امید دارم که این جریان همچنان تداوم یابد و این آموزش های ارزنده هیچ گاه از من و از ما دریغ نشود .
وی افزود: هریک از کارهای باطنی را باید گامی دانست در راه گشودن دریچه ای بر یکی از این چشم اندازهای تازه و تاکیدی برضرورتِ داشتنِ نگاه علمی نو در پژوهش های زبان شناختی در ایران. همواره نوجویی و نوگرایی باطنی، قلمروهای تازه ای را در برابر ما گشود . معرفی حوزه هایی مانند روان شناسی زبان ، جامعه شناسی زبان ، و طرح مباحثی بکلی نو درایرانِ آن دوران ، بخش دیگری از کوشش های اوبا هدف به روز کردن رشته و گسترش آن درایران است.
به گفته مدرسی؛ مقاله مفصل " جامعهشناسی زبان "، دریچه تازهای را بر روی زبانشناسان ایرانی و به ویژه دانشجویان این رشته گشوده و اصول کلی این شاخه جدید را معرفی کرده است. این مقاله ، با توجه به زمان انتشار آن و در نوع خود، بسیار پر و پیمان است و مباحث اصلی این شاخه مانند برنامه ریزی زبانی ، تنوعات زبانی ، زبان های میانجی ، زبان های ساختگی و... را در بر دارد . برای نخستین بار ، ابعاد اجتماعی و فرهنگی زبان ، در این سطح و به طور جدی و در قالبی منسجم در این اثر معرفی شده و خواننده را با گوشه های ناشناخته ای از پژوهش های زبان شناختی در آن زمان آشنا ساخته است. نثر مقاله روان ، ساده ، خواندنی و در عین حال عالمانه و جذاب است . معادل گذاریهای شفاف و مناسب برای اصطلاحات تخصصی، بیگمان سهم مهم دیگری است که استاد در بومیسازی دانش زبانشناسی نوین در کشور ما برعهده داشتهاند .
داود موسایی، مدیر مؤسسه فرهنگ معاصر با اشاره به سابقه 28 ساله همکاری با محمدرضا باطنی گفت:آشنایی من با دکتر باطنی به سال 1364 برمیگردد. در اردیبهشت ماه آن سال کار تهیه و تدوین یک فرهنگ انگلیسی به فارسی در حد ادونس لرنر آکسفورد به سرپرستی زندهیاد حقشناس و دو نفر دستیار به سفارش مؤسسه در واحدی که بعدها واحد پژوهش نام گرفت آغاز شده بود. چند ماهی که از پیشرفت این پروژه ـ که اکنون با نام فرهنگ هزاره چاپ و منتشر شده است ـ گذشته بود که حق شناس به علت حساسیت موضوع یعنی تهیه کتاب مرجع که قاعدتاً باید نهایت دقت و صحت در آن به کار رفته باشد به من پیشنهاد دادند که از محمدرضا باطنی به عنوان سر ویراستار دعوت به کار شود.
وی افزود: پس از پذیریش دعوت همکاری از سوی باطنی، پس از مدتی این همکاری نیمه ماند و باتوجه به ویژگی ها و حسایت های باطنی از او برای کار بر روی یک فرهنگ کوچک انگلیسی به فارسی دعوت به کار کردم. او هم قبول کردند با یک دستیار کار را شروع کنند.
موسایی ادامه داد: ویراست اول در آخر اسفند ماه 1371 پس از هفت سال به اتمام رسید و در اردیبهشت ماه 1372 در نمایشگاه کتاب عرضه شد. در طول این مدت همکاران و دوستانی که معتقد بودند که این گونه کارها راه به جایی نمیبرد و به انتها نمیرسد، مدام در دیدارهای کاری از من دربارۀ این فرهنگهای جدید جویا میشدند و جواب این بود که به زودی منتشر خواهد شد. پس از تألیف و تدوین اثر به یاد دارم که نهایت دقت را در حروفچینی، غلطگیری، مصورسازی و طراحی و همۀ آنچه که در آن روزگار در ایران مقدور بود برای این اثر انجام دادیم. این فرهنگ پس از انتشار خیلی زود شناخته شد.
سیروس علینژاد از اولین روزهای آشناییاش با باطنی و مقالاتش در مجله آدینه به روزگار سردبیری خویش گفت: اتفاق در زندگی باطنی نقش عمدهای بازی کرده است. این اتفاق از وضعیت جسمانی او گرفته تا وضعیت اجتماعی او تأیثر گذار بوده و او را به همین شخصیتی بدل کرده که امروز شما می شناسید.
وی با اشاره به وجه روزنامهنگاری باطنی گفت: است. همه نویسندگان بزرگ به نحوی به ویژه در ابتدای کار از کنار روزنامه نگاری عبور کردهاند. مارکز و همینگوی نمونه های معروف و درخشان این دسته اند. باطنی هم دو سه دوره از سر اتفاق روزنامه نگاری کرده و به این کار دلبستگی یافته است.
باطنی در سال 46 که زبان شناسی تدریس می کرد یک روز مطلبی با عنوان "تأثیر اصل عدم اعتماد بر اجتماع" را به دفتر روزنامه آیندگان ارسال کرد. وقتی مدیران روزنامۀ آیندگان این مطلب را میخوانند، تصمیم میگیرند آن را به جای سرمقاله چاپ کنند و این گونه می شود که همکاری باطنی با روزنامه آیندگان ادامه پیدا می کند.
زهرا احمدینیا از سالهای همکاری با دکتر باطنی در فرهنگ معاصر با موضوع دکتر باطنی از نگاه شاگردانش سخن گفت: کارکردن با باطنی برای من و همکارانم این امکان را به وجود میآورد که استاد زبانشناسی خود را از نزدیک ببینیم و با او آشنا شویم. استادی که دربارهاش بسیار شنیده بودیم.کار کردن با باطنی کار آسانی نیست و همکاری با او یکی از شانس های بزرگ زندگی من بوده است.
وی با بیان این مطلب که نظم و انضباط، دقت و جدیت در کار است از ویژگیهای بارز شخصیتی باطنی هستند گفت برای او اصلا تصوری از اینکه کسی می تواند از راهی جز به کار بستن نظم و انضباط و جز با داشتن جدیت، به کاری سامان دهد وجود ندارد.
محمدرضا باطنی رسید تا با جمع دوستداران خود سخن بگوید. و دکتر باطنی از روزگار کودکی و نوجوانی خود گفت: من در بچگی، به خاطر فقر خانواده، تا کلاس شش ابتدایی بیشتر نتوانستم درس بخوانم. آن وقت خیلی به بچههای غبطه میخوردم که پس از ششم ابتدایی کیف به دست داشتند و به دبیرستان میرفتند و من باید بروم بازار، حجره آب و جارو کنم و واقعاً غصه میخوردم.
در زندگی من دو واقعه اتفاق افتاده که هر دو به دانشگاه مربوط میشود. یکی از این وقایع به دوران سلطنت پهلوی برمیگردد.
در اتفاق اول مرا از دانشگاه اخراج کردند، بیآنکه اسم اخراج بر آن بگذارند. همانطور که کیوانی گفتند من در دانشسرای عالی رئیس آموزش بودم و در کار خودم و برقراری انضباط آموزشی نیز نسبتاً موفق بودم. این خبر به رئیس وقت آن موقع دانشگاه، دکتر عالیخانی رسید و او نیز بنده را منصوب کرد به عنوان مدیرکل آموزش دانشگاه تهران . من قبل از صدور ابلاغ من، نزدیک به یک ساعت با دکتر عالیخانی صحبت کردم و از او خواستم صرفنظر کند. چون من در ایجاد انضباط آموزشی بسیار سختگیر بودم و کوتاه نمیآمدم و مدیر و مقام نیز نمیشناختم و دانشگاه تهران هم با دانشسرا فرق داشت و این مسئله میتوانست به شورش و جنجال بیانجامد.
وی افزود: اما عالیخانی حرف مرا نپذیرفت و گفت که من هم به دنبال چنین کسی هستم. اما آنچه من پیشبینی میکردم رخ داد و پافشاری من در ثبت نام به موقع دانشجویان و نپذیرفتن عذر و بهانه پس از سپری شدن زمان ثبت نام، موجب بلوا شد که گرچه با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی آن روزگار این خود بهانهای بود. و سرانجام پس از رفتن عالیخانی، من نیز استعفا کردم و صرفا به تدریس در دانشگاه پرداختم. اما گزارشی تهیه شد و مرا مقصر اصلی دانستند و برای آن که مرا رسماً اخراج نکنند ، برای انجام تحقیق و پژوهش به خارج از ایران و این چنین شد که من به فرانسه و سپس به آمریکا، به برکلی رفتم.
او در پیان سخنانش از همسرش و کسانی که زمینه برگزاری این مراسم را فراهم کرده اند، قدردانی کرد.
پخش فیلم مستند کار پیام شکرایی یکی دیگر از برنامههای شب باطنی بود و بهاء الدین خرمشاهی نیز در پایان این مراسم دو رباعی خواند و به دکتر باطنی اهدا کرد.
در باطنِ باطنی است انواع هنر در فرهنگش نهفته الوان گهر پویاست لغتنامۀ پاسخگویش هم از نظر علمی و هم علم نظر
**** یاری است مرا فرشتهوش نیکوخو در مکتب او بسی چون من دانشجو هر کس که شناسدش شناسد نیکو زیرا که یکی است ظاهر و باطن او
در پایان هدایایی از سوی مؤسسه فرهنگ معاصر، مؤسسه فرهنگی ملت، موقوفات دکتر محمود افشار و دایرهالعمارف بزرگ اسلامی به دکتر باطنی اهداء شد.
انتهای پیام/
320