هنرآنلاین : حسین هاشم پور

ری را... ری را...

دارد هوا که بخواند

در این شب سیا

نیما این شعر پر رمز و راز را سال 1331 سروده است؛ هوایی که می خواهد بخواند در این شب سیاه؛

او پیش تر در همین شعر گویا که ترسیده از آنچه " تابش تصویری از خراب" می خواندش، از "ری را" ندایی برای درد دل و واگویی راز، یاری می جوید ...

کرانه شعر، تاویل های عمیق تری دارد اما نکته کوتاه من در باب تکرار تاریخ است:

یک-

می گوییم دنیا عوض شده اما دقیق که شویم می بینیم اگر چیزی عوض شده باشد رنگ دنیاست، وگرنه دنیا همان است که بود؛ کافی ست فیلم های کلاسیک را مرور کنید دغدغه های آدمی تغییری نکرده، همچنان انسان آزاده کمیاب است، آمال و آرزوها آزادی ست و عدالت... و همچنان گاه همه دنیا می شود شب سیاه که برای در هم شکافتن این تیرگی می خواهید فریاد بر آورید؛ گاهی چنان امید را می کشند و تلاش می کنند تصویری از خراب و خرابی در ذهن ها ملکه شود که بعید نیست خسته شوید و آن قایق تنگی که نیما در همین شعر یاد می کند را رها کنید و بروید. 

دو-

با گاز فلفل به کنسرت موسیقی تجاوز می کنند؛ از پول مردم، رسانه ملی برنامه ای برای قتل سینما می سازد؛ نوازنده زن از صحنه ها حذف شده است... هنر آخر همه فهرستگان هاست... 

سه -  

هنوز هم به ری را نیاز است؛

به پری دریایی که به جنگل آمده تا معنای آب و امید را یادآوری کند؛

هنرمندان چکاد ری را ایران 1400 اند، غریب نیست اگر سازمان یافته در اندیشه نا امیدی هنرمندان برآمده اند. 

 

- این یادداشت هم زمان در روزنامه ایران و سایت ایران آرت منتشر شده است.