۱۳۹۳ شنبه ۳۰ فروردين - ١٧/٦/١٤٣٥ - Saturday, April 19, 2014 - ساعت 8:49 صبح
آرشیو خبرهنر و اقتصاد کد مطلب: 3259     

هنر اقتصادی و اقتصاد هنری

هنر و اقتصاد در دنیای امروز ارتباط تنگاتنگی دارند به گونه‌ای که گاهی هنر، اقتصاد را برای رونق یاری می‌دهد و گاهی اقتصاد موجب بقای هنر می‌شود.
۱۳۹۱ شنبه ۳۱ تير ساعت 10:24

سرویس اقتصاد و هنر هنرآنلاین//

هنر در میان مردم مشرق زمین از دیر باز با نوعی سادگی همراه بوده که این سادگی در سبک زندگی هنرمندان نیز نمود پیدا کرده است. هنرهای مشرق زمین همواره در درون خود سادگی و دوری از تشریفات را داشته اند. هنگاهی که هنرمندان غرب در دوره رنسانس هنر را به غایت واقعگرایی، تجمل و انسانگرایی رساندند، هنرمند مشرق زمین هیچ گاه در نقاشی هایش به عمق نمایی کاذب رو نیاورد، هنگام نواختن موسیقی بر زمین می نشست و در عین سادگی ساز و آواز اجرا می کرد، هنرمند شرق همواره انسان را جزء کوچکی از طبیعت می دانست و در آثارش کوچک بودن انسان را در مقابل عظمت طبیعت نمایان می کرد.

شاید در راه ایجاد آثار هنری تا همین یک قرن گذشته مسئله ای که برای هنرمند مشرق زمین کمترین اهمیت را داشته، سود مالی حاصل از کار هنری بود. در گذشته سیر و سلوک معنوی و رسیدن به درجه والای هنر مهمترین دغدغه هنرمندان مشرق زمین بوده و امرار معاش با کار هنری برای هنرمندان مشرق زمین به نوعی تاسف بار بوده، در حالی که در هنر غرب همواره مسائل مالی، فروش آثار و دستمزد هنرمندان از موارد مهم و عاملی برای رونق کار هنری محسوب می‌شده است. از همین نکات می توان به تفاوت فرهنگی موجود در میان هنرمندان مشرق و مغرب پی برد.

در این میان هنرمندان ایرانی هرگز هنر را راهی برای کسب درآمد نمی دانستند و در گذشته داشتن نگرش کسب درآمد از راه هنر یک ضعف بزرگ محسوب می‌شد. اما نکته مهم این که؛ دنیای مدرن و نیازهای روزمره موجب شده هنرمندانی که در این روزگار زندگی می کنند هرگز نتواند از مسائل مالی مربوط به کارهای هنری چشم پوشی کنند. در واقع هنر نه تنها به راهی برای کسب درآمد تبدیل شده بلکه امروزه نوعی تجارت تلقی می شود.

با پیشرفت هایی که در زمینه تکنولوژی صورت گرفته شاهد آن هستیم که هنر غرب از تکنولوژی بیشترین بهره را برای مطرح شدن برده، در واقع در بسیاری از موارد تکنولوژی در اختیار هنر قرار گرفته و هنر را در جامعه مطرح کرده است. البته گاهی نیز هنر به خدمت تکنولوژی درآمده، اما در مجموع می توان گفت همواره بین هنر و تکنولوژی ارتباطی دو سویه وجود داشته که گاهی ارتباط بین هنر و تکنولوژی توانسته صنعتی تازه را پدید بیاورد و همین صنعت با سرمایه گذلری درست در بسیاری از موارد موجب پویایی اقتصاد شده است.

امروزه شاهد هستیم که هنر در اقتصاد کشورهای مختلف تاثیر بسیاری داشته که این تاثیرگذاری حتی گاهی در بخش اقتصاد کلان کشورها مطرح می شود که می توان این فرآیندی را اقتصاد هنری نامید. گاهی هنری چون سینما می تواند سالانه میلیاردها دلار گردش مالی برای یک کشور به ارمغان بیاورد. اجرای کنسرت های موسیقی در سالن های بسیار بزرگ مبالغ هنگفتی را تنها در طول یک شب جابه جا می کند. تئاترهای بزرگ و پخش مستقیم جهانی این تئاترها از تلویزیون درآمدهای میلیاردی را در پی دارد.

براساس ارتباطی که بین هنر و اقتصاد موجود است، گاهی که برخی از هنرها ممکن است رو به فراموشی بگذارند، با تکیه بر اقتصاد و با راهکارهایی که اقتصاددان ها برای درآمدزایی این هنرها تعریف می کنند، به یک باره مورد توجه قرار گرفته و خود را در سطح جامعه مطرح می کنند. در واقع این هنرها به راهی برای کسب درآمدهای بیشتر تبدیل شده اند. در واقع هنر گاهی با تکیه بر اقتصاد و نوع درآمدزایی که دارد مسائل مالی می تواند به بقای خود ادامه دهد. از این میان می توان به هنرهای دستی اشاره کرد که با وجود از دست دادن کاربردهای روزمره خود می توانند در جایگاه کالایی صادراتی قرار بگیرند و به خدمت اقتصاد درآیند. این هنرها را می توان در جایگاه هنر اقتصادی قرار داد.

مرز هنر، صنعت و اقتصاد در دنیای امروز تنها به اندازه نام این بخش ها است و شاید به سختی بتوان بین این سه بخش تفکیکی قائل شد زیرا همه این سه بخش، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند که آن ها را به هم متصل می کند. امروزه هیچ صنعتی بدون یاری گرفتن از هنر نمی تواند به بقای خود ادامه دهد.

متاسفانه در کشور ما با وجود ظرفیت های بسیار بالای هنری که وجود دارد، اما هنوز ارتباط چندان مناسبی بین هنر و اقتصاد وجود ندارد.

نبود برنامه های مُدون اقتصادی در بیشتر بخش های هنری به چشم می خورد که برای نمونه می توان به چند مورد اشاره کرد؛
هنوز بسیاری از آثار هنرمندان برجسته کشور در حوزه تجسمی، بازاری برای فروش ندارند و تنها دَلالان سود جو هستند که این آثار را با قیمت های اندک خریداری می کنند و در بازارهای جهانی، با قیمت های هنگفت به فروش می رسانند. البته اخیرا دولت مصوبه ای را تصویب کرده که براساس آن وزارت خانه های دولتی موظف هستند ا/0 درصد از بودجه خود را به خرید آثار هنری اختصاص دهند.

سینما برای جهانیان به صنعتی بزرگ تبدیل شده، اما سینمای کشور ما روز به روز با تعداد بیشتری از سالن های تعطیل شده مواجه می شود.

برخی از بزرگان موسیقی ایران که در داخل کشور می توانند کنسرت های بزرگی را برگزار کنند به دلایل مختلف ترجیح می دهند در خارج از کشور به اجرای برنامه بپردازند. برخی از این اهالی موسیقی با اجرای کنسرت در هر کدام از شهرهای ایران می توانند جمعیت های بیش از 10 هزار نفر را به سالن بکشانند، البته به شرطی که سالنی با این ظرفیت وجود داشته باشد.
تعداد تئاترهایی که هر شب در تهران برگزار می شود در مقایسه با تعداد تئاترهای برگزار شده در دیگر شهرهای بزرگ جهان، رقم ناچیزی دارد و به طبع رقم مالی که در تئاتر کشور جابه جا می شود نیز رقمی ناچیز است.

هر کدام از این هنرها در صورت داشتن برنامه های درست و بلند مدت می توانند جایگاه ویژه ای در رونق اقتصادی کشور داشته باشند که این رونق اقتصادی موجب پیشرفت هنر و بالا رفتن جایگاه آن در جامعه می شود و در نهایت به بالا رفتن سطح کیفی فرهنگ جامعه کمک می کند.

یاسر شیخی یگانه


انتهای پیام / 42
 




نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  


صفحه اصلی |تماس با ما| درباره ما | نسخه تلکس|RSS| عناوین کل اخبار |پیوندها