سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین: در سال 1707، در سانست انگلستان، کودکی به دنیا آمد که شاید هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد روزی بتواند دریچه تازه‌ای در داستان‌نویسی انگلستان باز کند و کتاب پرفروشی خلق کند که بتوان آن را نخستین کتابی معرفی کرد که رابطه صمیمی‌تری میان نویسنده و خواننده‌اش برقرار کرده است.

هنری فیلدینگ، در "تام جونز" با نام‌گذاری‌های طولانی روی فصل‌های کتاب، نه تنها قواعد نام‌گذاری در نویسندگان پیش از خود را شکسته، بلکه از نویسندگان پس از خود نیز پیشی گرفته است. فیلدینگ البته برای این کار خود نیز دلایلی داشته، که از مهم‌ترین آنها، لجبازی با منتقدان و تخطی از رسوم رایج داستان‌نویسی در هم‌نسلان خود است. کتاب "سرگذشت کودک سر راهی، تام جونز" را شاید بتوان اثری بلند از نویسنده‌ای ناسازگار و طناز معرفی کرد که با تقسیم کتاب به 16 کتاب در دل یک اثر و ایجاد فصل‌بندی‌های مجزا برای هر کتابِ آن از دوازده تا هجده فصل و نام‌گذاری‌های بلند که هر نام خلاصه‌ای از شرح آن فصل است، متفاوت‌ترین اثر در به هم ریختن ذهنیت کلاسیک خواننده را ایجاد کرده است. نویسنده نیز درباره کتاب و نام‌گذاری فصل‌هایش می‌گوید که کتاب من مثل کتاب آشپزی است و سرفصل‌ها، مواد اولیه آن غذاهاست. تام جونز، آقای آلورتی، تاکوم، سوفیا، آقای وسترن شخصیت‌های این کتاب‌اند.

سال 1740صنعت نشر در انگلستان رونق چشم‌گیری پیدا کرد و در 1749 بود که "سرگذشت تام جونز کودک سر راهی" منتشر شد. شاید بتوان این استقبال از کتاب و دیده شدن آن را کتابخوان شدن مردم انگلیس و رونق صنعت نشر آن کشور دانست، اما مدتی از انتشار کتاب نگذشته بود که "تام جونز" سر و صدا و جنجال زیادی میان مردم و منتقدان ایجاد کرد. نویسنده در جای جای کتاب با جمله یا تکه‌ای دست نقادها را بسته‌ بود و آنان را مورد استهزا و توهین خود قرار داده بود. همین باعث شد که نقادان نتوانند چندان درباره کتاب اظهارنظر کرده یا روی خوشی به آن نشان دهند. اما همه نیز این‌گونه فکر نمی‌کردند. برخی منتقدان معتقد بودند این کتاب راهی برای رسیدن آدمی به کمال و سعادت است.

داستان تام جونز کودک سر راهی، داستان کودکی است که در خانه آقای آلورتی پیدا می‌شود. آقای آلورتی با همشیره خود دوشیزه برژیت زندگی می‌کند، زیرا فیلدینگ از همان اول داستان مشخص کرده که آقای آلورتی همسر خود را از دست داده و همشیره‌اش هنوز ازدواج نکرده و مجرد است. تام جونز وقتی سر و کله‌اش در رختخواب آقای آلورتی پیدا می‌شود، مهرش به دل این مرد افتاده و از آن پس پسرخوانده آلورتی به حساب می‌آید.

از آن طرف برژیت خانم با مردی ازدواج کرده و از او صاحب فرزندی به نام بلایفیل می‌شود که هم‌بازی و رغیب همیشگی و حتی عشقی تام جونز است. تام و بلایفیل که هر دو عاشق دختر همسایه‌شان سوفیا شده‌اند در طول رمان مدام با هم درگیری پیدا می‌کنند اما این عشق شوم باعث جدایی تام نه تنها از معشوقه‌اش بلکه از شهرش و پدر خوانده‌اش می‌شود. اصرار پدر سوفیا برای ازدواج با بلایفیل سوفیا را نیز که تام را دوست داشته، به فکر فرار می‌اندازد.

برخی از منتقدان معتقدند توصیف سوفیا در کتاب تام جونز بسیار زیباتر از آن است که بتوان برایش نمونه‌ای واقعی در دنیا یافت. این کتاب که توسط انتشارات نیلوفر و نشر نو چاپ شده است، با ترجمه سیروان آزاد و احمد کریمی‌حکاک به فارسی برگردانده شده و اکنون به خاطر برخی از محدودیت‌های نشری و ممیزی در ایران چاپ نمی‌شود.

انتهای پیام/

صنم حسینخانی