آقای کارخانی ایده اولیه ساخت این فیلم از کجا پدید آمد و چه شد که این فیلم،به اقتباسی آزاد از فیلم "فرار از تله" جلال مقدم پرداختید؟

مهرشاد کارخانی: بعد از فیلم "کوچه ملی" طرح های زیادی داشتم تا جلوی دوربین ببرم. اما ترجیح دادم که در این فیلم قصه ای را روایت کنم که با سایر فیلم های من متفاوت باشد . به مقوله اقتباس در سینمای ایران آن طور که شاید و باید پرداخته نمی‌شود و من تصمیم داشتم به سراغ مضمونی متفاوت بروم و با اقتباسی آزاد از آن فیلم، "اکباتان" را بسازم. بعد از نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر خیلی ها انتظار داشتند که این فیلم کپی عین به عین "فرار از تله" باشد، اما واقعیت این است که نگاه من در این فیلم همان داستان یک خطی در" فرار از تله" است و قصه ام را از زوایه ی نگاه خود روایت کرده ام. فیلمنامه را با توجه به جنس سینمایی که دوست داشتم نوشتم و قصه را با توجه به شرایط امروز ساختم. انگیزه اصلی من این بود که یک اقتباس سینمایی را مجددا به شکل آزاد با فرمول خودم به زبان سینما روایت کنم .

شاهد احمدلو تو وقتی فهمید ی که قرار است در فیلمی با اقتباس از فیلم جلال مقدم جلوی دوربین بروی ،تحلیلت نسبت به این اتفاق چه بود؟

شاهد احمد لو: من پیش از این بیش از صدبار " فرار از تله" مرحوم مقدم را دیده بودم. من از کودکی عاشق سینما بودم و این عشق از سینمای آن دوران نشات می گیرد. به عقیده ی من آن دوران یکی از طلایی ترین دوران سینمای ایران بوده است.

از کودکی علاقه خاصی به این سبک فیلم ها داشته ام و وقتی شنیدم که قرار است فیلمی با اقتباس از"فرار از تله" با نگاه مهرشاد کارخانی ساخته شود بی درنگ این پیشنهاد را پذیرفتم. چون معتقدم که کارخانی نگاه متفاوتی به سینمای ایران دارد و فارغ از سیمای بدنه فیلم می‌سازد و قصه هایی که او روایت می کند از تمی اجتماعی برخوردار است . با کمال افتخار در این فیلم حضور پیدا کردم. دو هفته پیش از این که کارخانی پیشنهاد حضور در این فیلم را به من بدهد، با پدرم این فیلم را مرور کردیم. ارادت و علاقه خاصی که به مرحوم جلال مقدم داشتم باعث شد که در این فیلم بازی کنم. من در دوران کودکی در چند فیلم کنار ایشان حضور داشتم و با هم نقش هایی را بازی کردیم.

"اکباتان" چه تفاوت هایی با نسخه اصلی "فرار از تله" دارد؟

کارخانی: "اکباتان" با قصه ای نه چندان عاشقانه برداشتی آزاد از فیلم "فرار از تله" است . "فرار از تله"یکی از فیلم های مورد علاقه من است و معتقدم که بازیگران این فیلم بازی های خوبی ارائه کردند. بهروز وثوقی نقش متفاوتی را نسبت به آن چه تا قبل از از او می شناختیم را ایفا کرده است.حضور متفاوت داوود رشیدی و جلال در این فیلم را به شدت دوست دارم.

یکی از مشکلات نسخه اصلی "فرار از تله" این است که قصه اش عاشقانه نیست و به سینمای اجتماعی نزدیک نیست . دختر زیبایی که به تصاحب پیرمردی در آمده است ،چگونه می تواند فریب یک پیرمرد را خورده باشد ؟ این قسمت داستان در این فیلم به دل مخاطب نمی نشیند . شخصیت اصلی داستان می خواهد به دختر برسد نه به خاطر عشق واقعی ، بلکه به خاطر جنبه نفسانی طالب دختر است. قصه این فیلم عاشقانه نیست. به عقیده من در "رگبار" بهرام بیضایی قصه عاشقانه را می بینیم. "پل" خسرو پرویزی فیلم دیگری است که از آن می توان به عنوان یک عاشقانه یاد کرد. یکی از ویژگی های "فرار از تله" باور پذیری فیلم است و مخاطب قهرمانان آن را باور می کنند. عشق و شخصیت زن در فیلم های مقدم نسبت با سایر کارگردانان تفاوت دارد. در آثار بیضایی، نادری و کیمایی زن یک تعریف دارد و این کارگردان دیدگاه متفاوتی نسبت به شخصیت زن در آثار خود دارد . یکی دیگر از گاف های بزرگ فیلم "فرار از تله" این است که در سکانس نهایی ، شخصیت اصلی داستان پول ها را در ایستگاه قطار رها می کند و مردم به دنبال پول ها می روند و به عقیده من منطق ندارد. هر چند من به بحث منطق در سینمای ایران اعتقاد ندارم.

در عصر امروز کجای این شهر و زندگی منظقی است ، برای من این شهر همیشه غیر منطقی بوده است. همیشه دوست داشتم در فیلم هایم بتوانم شخصیت ها را طوری تعریف کنم که تماشاچی آن ها را باور کند.

من وقتی فیلم را دیدم احساس کردم که از منطق روایی به دور است ، آیا این به نوعی واکنش نشان دادن به فضای بی منطق جامعه است؟

دقیقاً . این یک واکنش است . در فیلم های قبلی ام به خصوص "ریسمان باز" هم این اصل را رعایت کردم، مگر می شود دو نفر یک گاو را بیاورند وسط شهرک غرب؟ غیر منطقی در شهر زندگی کردن برای من یک سوال است فکر می کنم زندگی ما اصلاً طبیعی نیست.

شاهد تو چه تفاوت هایی میان "فرار از تله" و "اکباتان" حس کردی؟ همان طور که اشاره کردی این فیلم را زیاد دیده ای فکر می کنم این تفاوت های برای تو محسوس تر باشد ؟

شاهد احمدلو: وقتی که در تیتراژ عنوان می شود با نگاه آزاد نباید دنبال تفاوت ها گشت. من شاید نتوانم واضح جواب این سوال را بدهم ، از سیاه و سفید بودن آن فیلم تا رنگی بودن این فیلم تفاوت های زیادی وجود دارد. این تفاوت ها بین این دو فیلم بسیار محسوس است چون یکی متعلق به سی سال پیش است و دیگری قصه امروز را با نگاهی آزاد به آن فیلم روایت می کند. من اعتقاد ندارم که بگویم "اکباتان" با آن چه تفاوت های دارد.

این سئوال من وجه منفی ندارد، وقتی در عنوان بندی فیلم درج می شود با نگاهی آزاد از فیلم "فرار از تله" ، قرار نیست که مخاطب به دنبال کپی فریم به فریم آن فیلم باشد؟

شاهد احمد لو: مهم ترین تفاوت نگاه وسترنی است که در فیلم های مهرشاد کارخانی وجود دارد، تفاوت های عمده ای موجود است. نوع نگاه کارخانی در روایت کردن شخصیت های داستانش متفاوت است. از طرز لباس پوشیدن بازیگران گرفته تا رنگ موهای آن ها درهر کدام تفاوت های عمده ای دارند. به نظر من یکی از اختلافات عمده این فیلم با "فرار از تله" این است که مساله اصلی فیلم "اکباتان" آرامش است و فیلم شهری تری نسبت به فیلم مقدم است و "فرار از تله" ریتم تندتری نسبت به اکباتان دارد.

من با اطمینان می‌گویم اگر سیصد میلیون از پول فیلم های فاخر و بی محتوا را در اختیار مهرشاد کارخانی قرار می دادند، این فیلم بهتر از چیزی می شد که امروز بر پرده سینما می بینیم. این نوع فیلم سازی با فقر دست و پنجه نرم می کند. من معتقدم که سینمای ما سینمای فقیری است و تفاوت اصلی "فرار از تله" با "اکباتان" نوع نگاه مهر شاد کارخانی،انتخاب بازیگران ، محل های فیلم برداری و دنیای که "فرار از تله" پیش از انقلاب تجربه کرده است و اکباتان امروز به بعد از انقلاب تجربه می کند.

مهرشاد کارخانی در تکمیل حرف های شاهد احمدلو گفت : خیلی ها از من سوال نکردند که چرا بعد از چهل سال ، این آدم های تنهای قصه ی من و "فرار از تله" تغییر نمی کنند؟ چرا سرنوشت یکسانی دارند ؟ چرا "البرز" و "شهباز" با هم همراه می شوند و سر از بهشت زهرا در می آورند چرا به شمال شهر و نیاوران نمی روند؟ هیچ منتقدی از من نپرسید که چرا این اتفاق افتاد ؟

متاسفانه در این سال ها فضایی به وجود آمده و سینمای ایران جو زده شده است و سینما نویس ها و منتقدین به این جو زدگی دامن زدند و فقط یک سینمای ایزوله و در چهارچوب قواعد را معرفی می کنند. در این سال ها سینمای اجتماعی جایی نداشته است و به تعبیری می توان گفت سینمای اجتماعی مطلق نداریم . سینمای امروز ما اَخته شده است و قهرمان ندارد ، راحت تر می گویم سینمای امروز ما مرد ندارد. سینمایی که اجتماعی نیست و اجتماع را نشان نمی دهد ، نامش را می گذارند سینمای اجتماعی. فیلم در لوکیشن محدود ساخته می شود و عنوان این سینما را به آن می دهند. سینمایی که با سانسور و ممیزی دست و بال فیلمساز را می بندد، سینمای اجتماعی نیست. چرا فیلم های که در سینمای ایران و هالیوود داشتند موفق بودند. سینمایی که بازیگرانش چشم و ابرو آرایش کرده هستند نمی تواند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند. سینمای ایران قهرمانان اش مردان خود را از دست داد.

ادامه دارد . . .