هنرآنلاین: شاید عجیب به نظر برسد اما واقعا معتقدم ایران بیش از همیشه به یک "رفراندوم هنرى" هم نیاز دارد: چند درصد مردم موسیقى مى‌خواهند؟ چند درصد دوست دارند ساز را در تلویزیون ببینند؟ چند درصد مخالف کنسرت‌اند؟ چند درصد اعتقاد دارند خط قرمزها براى تولید فیلم و تئاتر و کتاب عریض و پررنگ است؟ و...

ضرورت مراجعه به آراى اقشار مختلف مردم از این روست که گویا دلواپسان محترم پس از دلواپسى براى مذاکرات هسته‌اى، دربست دلواپس فرهنگ و هنر کشورند! حتى مدتهاست پا را از نظریه‌پردازى فراتر گذاشته، وارد مرحله اجرایى و عملیاتى شده‌اند؛ باور نمى‌کنید اخبار روزانه دلواپسانه را رصد فرمایید: از تلاش‌هاى نافرجام و بافرجام سازمان یافته براى جلوگیرى از کنسرت‌ها گرفته تا دخالت آشکارا در لغو اکران فیلم‌ها، تهدید فضاى نشر کتاب و حملات دامنه‌دار رسانه‌اى به تئاتر و ... خلاصه اینکه اتاق فرمان دلواپسان در عرصه هنر، تمام قد ایستاده تا مبادا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى روزى را بدون بحران سپرى کند.

راستش از همین گفت‌وشنودهاى میدانى هم چنین برمى‌آید که مردم، بنیان‌هاى این حجم دلواپسى در وادى هنر را درک نمى‌کنند؛ واقعا چرا رویدادى که دولت برآمده از آراى ملت مجوز مى‌دهد، و کاملا وفق قانون است، جمعى حداقلى، همه کار و زندگى خود را به زمین مى‌گذارند و آستین همت براى لغوش بالا مى‌زنند؟ گاهى حتى به جد یا شوخى هنرمندان مى‌پرسند نکند شغل حضرات، همین دلواپسى ست؟!

این همه در حالى‌ست که اکثریت جامعه هنرمندان و هنردوستان بارها و بارها از سیاست‌هاى کلى و راهبردهاى کلان وزارت فرهنگ، اعلان حمایت کرده و اگر نقدى هم هست بر صبورى‌هایى‌ست که در بحران‌ها از خود بروز مى‌دهد؛ جالب‌تر اینکه این پشتیبانى‌ها در روزگارى است که جیب دولت به خلاف دهه‌اى که گذشت خالى‌ست و انبان وزارت فرهنگ، خالى‌تر از همیشه... راستش با وجود شرحى که رفت چنین بر مى‌آید که صداى دلواپسان محترم بیشتر شنیده مى‌شود و دروغ چرا، گاهى قدرت‌شان بیشتر هم مى‌چربد. اینجاست که مبحث "رفراندوم هنرى" به ذهن خطور مى‌کند؛ آیا مى‌توان پیشنهاد رییس جمهور محترم در این خصوص را به موضوع و سوالى تعمیم داد که تثبیت جایگاه هنر و هنرمند و نیز امنیت خاطر جامعه هنردوست را همراه آورد؟

این یادداشت امروز ٢٣ دى در صفحه ١٤ روزنامه شرق به چاپ رسیده است.