گروه موسیقی هنرآنلاین؛ زمین دهان گشود و خانه‌ها را با "خانه‌خداهاشان" در خود فرو برد. آنچه به‌جا ماند ویرانی بود و مردمی داغدار و غمزده که عزیزترین کسانشان را با دست خود به خاک سپرده بودند و مرگ خود را به انتظار نشسته؛ اینک بم، شهری آباد با نخل‌های سربلند و برافراشته در جنوب شرقی ایران نبود؛ بم، شهری بود که روزگار خوشی خود را از یاد برده و خاطره شیرین رطب‌هایش را فراموش کرده بود.

زمین لرزید و خانه‌ پروین غلامشاهی و سه دخترش فروریخت. همسرش دیوانه شد و خودش چادرنشین...نزدیک به 10 سال از آن روز گذشته اما هنوز هم این هنرمند بمی در چادر زندگی می‌کند. پروین غلامشاهی، یکی از خوانندگان گروه امید بم است. صدای دلنشینی دارد و ترانه‌های محلی را می‌شناسد. با آداب و رسوم مردم زادگاه خود آشناست و می‌داند که در غم و شادی‌شان چه شعرها و ترانه‌هایی خوانده می‌شود.

غلامشاهی، ردیف و قافیه نمی‌داند؛ او مرثیه‌خوان دل دیوانه خود است. لالایی که می‌خواند دخترانش را به‌خاطر می‌آورد؛ دخترانی که امروز در خاک آرمیده‌اند. چشمانش را می‌بندد تا یاد روزهای رفته را مجسم کند. روزگاری که نان می‌پخت و کارگری می‌کرد تا بچه‌ها را بزرگ کند و به سروسامان برساند.

دو سال پیش به جشنواره موسیقی محلی کرمان آمده بود؛ با گروهی که روییدن جوانه‌های امید در شهر بم را نوید می‌داد: "گروه امید بم" که سرپرستی‌اش را تهماسب برجی برعهده داشت؛ چادری سیاه با گل‌های قهوه‌ای بر سر کرده بود؛ کل می‌کشد، دست‌هایش را در آسمان تکان می‌داد و می‌خواند و خدا می‌دانست چه اندوهی در صدایش موج می‌زد.

موسی عضنفرآبادی، نماینده مردم بم، پروین غلامشاهی را نمی‌شناخت و محمد میرزمانی، مدیر مرکز موسیقی خبر داده بود که از او پشتیبانی می‌کند؛ وعده‌ای که امید می‌رود، محقق شود آن هم در روزگاری که نغمه‌های محلی فراموش و نغمه‌سراهاشان، یک به یک در خاک می‌شوند.