سرویس تجسمی هنرآنلاین : گالری‌های تهران آخر هفته‌ای که گذشت میزبان نمایشگاه‌های تازه شدند. از این میان افتتاح ۸ نمایشگاه را باهم مرور می‌کنیم

مردمی از نوع قدیم در گالری آران

نیما علیزاده ۱۵ عکس از زنان سالخورده یارسان یا اهل حق روستایی در کرمانشاه را در گالری آران و در مجموعه‎ای با عنوان "دونادون" به نمایش گذاشته است. تصاویر سیاه و سفید و با پس‎زمینه‎هایی سیاه هستند گویی عکاس با این شیوه قصد داشته است با حذف فضای اطراف و متحدالشکل کردن عکس‎‌ها از بار مستند عکس‎‌ها کاسته و بر چهره این زنان تاکید کند. زنان یارسان با لباس‌های یک سره تیره، دستار برسر و گیسوان آویخته بر شانه‎‌ها از درون این عکس‎‌ها به مخاطب نگاه می‌‎کنند. آن‌ها نمایندگان زمان هستند و آنچه بر ایشان گذشته است در خطوط عمیق صورت، سپیدی مو‌ها و نکاه بعضا تار آنان قابل خوانش است. آنان موجوداتی در حال انقراض‌اند و اگر تاکنون از دنیا نرفته باشند آخرین نمایندگان نوع خود هستند، آخرین زنانی که لباس اهل حق می‌‎پوشند و گیسوان بافته سیاه‌شان را اینگونه‌‌ رها می‌‎کنند. با این حال عکس‏های علیزاده جنبه توریستی ندارند، آن‌ها بیش از آنکه برای سوغات یک توریست از همه جا بی‌خبر مناسب باشند تاریخی هستند و متحدالشکل بودنشان نیز موجب نشده است به طور کلی خالی از سویه‎های عکس مستند باشند. با این حال نمی‌‏توان این عکس‎‌ها را تنها همین دانست، علیزاده چهره‎های یگانه خلق کرده است، چهره‎هایی انسانی که احساسات، داستان‎‌ها و غم‎‌ها یا شادی‌های متفاوتی در آن‌ها هست و به آسانی می‌‏توان آن‌ها را فارغ از کرد بودن، اهل حق بودن یا قدیمی بودن انسان دانست و به روح انسانی آن‌ها نزدیک شد.

نمایش یازش در طراحان آزاد

یازش عنوانی است که حامد صحیحی برای تازه‎‌ترین مجموعه از نقاشی‌های سوررئالیستی خود انتخاب کرده است. او خود در توضیحی درباره این نام در کاتالوگ نمایشگاهش نوشته است که یازش در لغت‌نامه‎های فارسی دارای معانی بسیاری است و در مقابل آن معادل‌هایی چون قصد و اراده و آهنگ، تمایل، توجه، گرایش، حرکت و جنبش، نمو و بالیدگی، درازی، تمدد و بسیاری معانی دیگر آورده شده است. براین اساس یازش بر عنصر حیات دلالت دارد و تمام آنچه در طبیعت میان دارندگان حیات از ریشه‎‌ها و شاخه‎‌ها گرفته تا عصب‎‌ها، انگشتان، بال‎‌ها و... در جریان است در حقیقت یازیدن است. این مفهوم در حقیقت همانی است که در آثار جدید حامد صحیحی به بیانی فراواقعی و در جهانی از طرح‎‌ها و رنگ‎های ناشناخته یا کمتر شناخته تصویر شده است. او این لحظه‎های حیات در حرکت دست‎‌ها، عصب‎‌ها و انگشت‎‌ها فرارفته تا آسمان و اندام‎های بریده شده از کل جسم نشان داده است هرچند به نظر می‌‎رسد این اندام‎های جدا افتاده در فضاهای حباب‎گونه‎ای که در آن‌ها قرار داده شده‎اند گرفتار شده و توانایی آن یازشی که نقاش در مقدمه به آن اشاره کرده است را ندارند.

پوشیدن تن در گالری اُ

"این تنی که پوشیده‎ام" عنوان مجموعه‎ای از ۱۴ نقاشی مسعود کشمیری است که در گالری اُ به نمایش گذاشته است. کشمیری پرتره‎هایی از زنان را برای این مجموعه انتخاب کرده است، زنانی در فضایی ساده و تک رنگ که به مخاطب نگاه نمی‌‎کنند. آن‌ها در عوالم خود غرق هستند، به دستانشان نگاه می‌‏کنند یا با حالتی مات و غم‎زده به جایی در دوردست خیره شده‎اند. جایی که به نظر می‌‎رسد خود نیز بیشتر در آنجا حضور دارند. انتخاب زمینه‎های ساده و تک رنگ از سوی مشیری نه تنها به بی‌زمانی و بی‌مکانی این پرتره‎های حیران کمک کرده است و آنان را در گیرودار میان بودن و نبودن نشان می‌‎دهد بلکه به لحاظ بصری نیز موجب شده است که رنگ‎‌ها بهتر دیده شده و مخاطب بدون درگیرشدن با هیچ نکته اضافه‎ای تنها به پرتره، حالت چهره‎اش و فرم دست‎‌هایش توجه خواهدکرد. در مواجه با این پرتره‎‌ها که در کمال سادگی کشیده شده‎اند و در مورد آن‌ها تنها به نمایش لحظه‎ای کوتاه از زندگیشان اکتفا شده است بیننده یا مخاطب تنها یک راه دارد و آن تماشاست.

گذشته و حال در گالری سیحون

آثار عدالتخواه بازتاب‏دهنده میراث فرهنگی و ریشه ‏های محیطی و بومی او توأم با تفسیری نو و جدید از زبان شعری ادبیات و مینیاتورهای ایرانی است. در آثار او، نمادهای سنتی ایرانی، طرح‏های گل تکراری یادگار دوران صفوی، تصاویر یا نمادهای رنگارنگ و شمایل‌ها و پیکره‏های تک رنگش چنان با هم ترکیب می‌‏شوند و درهم می‌‏آمیزند که گویی اثر او یا هنوز پایان نیافته یا با گذشت زمان به تدریج محو شده است. آثار او همچون استعاره‏ای پیوند‏ دهنده در شعر عمل می‌‏کنند و در واقع این آثار به دلیل کاربرد حساب‏شده نماد‌ها و تصاویر برای معناسازی شاعرانه هستند. جنسیت پیکره‏های آثارش به درستی مشخص نیست. خطوط سیاه‏رنگی که تنها با گچ سیاه ترسیم شده‏اند به پیکره‏‌هایش جلوه‏ای مردانه می‌‏بخشند حال آنکه موی بلندی که بر شانه‏های این پیکره‏‌ها می‌‏لغزد به آن‌ها جلوه‏ای زنانه، ظرافت و شکنندگی‏ای خاص و حجبی مرموز می‌‏بخشد. این پیکره‏‌ها دهان و چشم ندارند، به گونه‏ای ترسیم می‌‏شوند که نیم‏رخشان متفکر و رویاگونه به نظر می‌‏رسد، گویی نمی‌‏خواهند با بیننده رو در رو قرار بگیرند. در آثار کوچک‌تر دیگرش، این پیکره‏‌ها به مجسمه‏های نیم‏تنه‏ای که لایه‏‌های رنگارنگی سر‌هاشان را پوشانده و رو در روی بیننده دارند، تقلیل می‌‏یابند گویی تفکرات یا رویا‌هاشان که در حال تراوش از مغز‌هاشان بوده به حلقه‏های زیبای گل‏هایی خاموش بدل شده‌‏اند.

" فوتوبوک تهران" در مرکز هنرهای معاصر سازماناب

"فوتوبوک تهران" عنوان مجموعه برنامه‌هایی‌ست که با هدف شروع گفت‌وگوهایی در باب عکاسی و نقش و اهمیت چاپ کتاب‌عکس، در اردیبهشت ۹۴ آغاز به کار کرده است. در اولین گام دو نمایشگاه به شکل هم‌زمان در تهران و نیویورک برگزار شده‌اند. نمایشگاه "بهترین کتاب‌عکس‌های همهٔ زمان‌ها" به روایت محمدرضا میرزایی در مرکز هنرهای معاصر سازماناب و گزیده‌ای از آن‌چه از آثار عکاسان ایرانی در قالب کتاب منتشر شده، در مرکز بین‌المللی عکاسی. "بهترین کتاب‌عکس‌های همهٔ زمان‌ها" روایت شخصی محمدرضا میرزایی از نسبت عکاسی جهان با مقوله‌ای به نام کتاب‌عکس است. قدیمی‌ترین کتاب نمایشگاه "آمریکایی‌ها" اثر رابرت فرانک است که در سال ۱۹۵۸ منتشر شده و جدید‌ترین کتاب "ترانه نامه" اثر الک ساوث است که چند ماه پیش توسط انتشارات مک به بازار عرضه شد. در بخشی دیگر با ارائه مارکو جرماغیان با عنوان "ولی معنی..." روح عشق نمونهٔ یک‌به‌یکِ طراحی یک باغ و صحنهٔ گفت‌وگویی‌ست میان عقل و عشق. با وام گرفتن زبان نقاشی، مجسمه، معماری، و ویدیو اثر هر یک از این زبان‌ها را قدری تحریف می‌کند. این پایه‌ها که پیش‌تر به‌شکل سنتی برای نمایش مجسمه به کار می‌رفتند، در این‌جا به شکل بوم‌های تک‌رنگی درآمده‌اند که در یک زمینهٔ شبکه‌ای قرار گرفته‌اند. معبد سیب‌زمینی ازبهار ثابت رخدادی دیگر از این مجموعه است. "سوسک تاریکی" نام مرحله‌ایی از زندگی حشره‌ایی‌ست که به "کرم آرد" معروف است. کرم آرد در طول زندگی‌اش چهار مرحله را تجربه می‌کند: تخم، کرم، شفیره، و سوسک. کرم‌های آرد منبعی سرشار از پروتیین‌اند و غذای مورد علاقهٔ پرندگان، خزندگان، ماهی‌ها و... هستند هم‌چنان که انسان نیز از کرم آرد تغذیه می‌کند. کرم‌ها و سوسک‌های تاریکی برای تغذیه خود مایعاتِ سبزیجات و غلات مختلف را می‌مکند.

مجنون در گالری اعتماد مجموعه مجنون رامین شیردل در گالری اعتماد به لحاظ مفهومی داستان مجنون است به روایت مجنون. به لحاظ ساختاری ترکیب‌هایی هستند در فرم کلمات، از هزاران قطعه و صد‌ها لایه، در رابطه با هم، متغیر و منتشر در فضا که گونه‌ای تازه و معاصر از ادراک تصویر و مجسمه را خلق می‌کنند. هنرمند ساختار کلمات را به هم می‌ریزد، آن‌ها را به نظمی تازه به زبانی بصری و شخصی می‌گوید که قدرتمند‌تر، زیبا‌تر، آهنگین‌تر، شدید‌تر و عاشقانه ترند که شاید کلماتی شوند که از پس آن‌ها رویایی زیبا در داستانی معاصر خوانده شود. بزرگ‌ترین چیزی که خواهیم فهمید، آن قدر بزرگ که در کوچکتررین چیز‌ها نفوذ می‌کند، عشق است. آن چنان که مجنون با چشمانی درخشان و مسحور، از معشوق با خود می‌گوید، پشت هر کلمه‌ای او را تداعی می‌کند. پیش خود او را توصسف و تحسین می‌کند، او را حس می‌کند در هر کلمه‌ای که هرگز نگفته است، در هر زمانی، در روزهایی که هنوز نیامده‌اند، در هر مرز، در آسمان پرستاره، رویاهای بی‌مرز، در آهنگ و ملودی که او به کلمات داده است، حرف به حرف می‌خواند و سرمست از این اعجاز و جنون که از او دارد هستی را به عشق جشن می‌گیرد.

"مرحله آیینه‌ای یا آنچه من نیستم"

"مرحله آیینه‌ای یا آنچه من نیستم" در قالب مجموعه‏ای از آثار نیومدیا آثار هفت هنرمند از اعضای گروه "رای‎نیک" به نام‎های آنیما احتیاط، نسترن محمدی، امین شاهمرادی، ندا نجفی، بابک ملک‌زاده، سمیرا نجفی و رضا طالب‌زاده را به نمایش گذاشته است. در این نمایشگاه مدیاهایی مانند چیدمان، عکس، سفال، نور، ویدئو و صدا در کنار هم قرار گرفته‌اند. موضوع اصلی درباره نظریه‎ای است که ژاک لاکان آن را با عنوان "مرحله آیینه‎ای" مطرح کرده است. به گفته لاکان در مرحله آیینه‎ای کودک که هنوز در ماه‎های ابتدایی حیات خود قرار دارد برای نخستین بار خود را در آیینه می‌‎بیند و به این ترتیب به تصویری یک پارچه از خود دست یافته و جنسیت خود را تشخیص می‌‏دهد. اعضای گروه در این نمایشگاه تلاش کرده‎اند این موضوع را از زاویه دید خود و با مدیاهای مختلف به نمایش بگذارند. فضای گالری آرته به چهار بخش تقسیم شده و در سه اتاق سه اثر به صورت جداگانه قرار داده شده و چهار اثر دیگر در بخش چهارم گالری در کنار هم آمده. به این ترتیب می‌‎توان گفت آثار ارائه شده ر این نمایشگاه علاوه بر آنکه با هم ارتباط دارند می‌‏توانند به شکل مستقل نیز مورد توجه قرار گیرند.

عکس‌های موبایلی فرساد غفاریان در گالری شلمان

عکس‌های این نمایشگاه منتخبی از عکس‌های موبایلی با دید می‌نیمال و حامل احساسات درونی هنرمند است که در طول بیش از یک سال در ایران، ترکیه و برخی کشورهای اروپایی ثبت شده‌اند. سویه‌های می‌نیمال این آثار نه در فرم و کادر، که بیشتر در حس و سوژهٔ آنهاست. در این گونه عکس‌ها تلاشی جهت پیدا کردن سوژه و کادرهای می‌نی‌مال نشده بلکه بیشتر حسی که هنرمند به سمت سوژه و کادر می‌کشد دنبال شده است. گویی این کادر‌ها و سوژه‌ها هستند که او و دوربین را فرا می‌خوانند و دیگر نمی‌توان دریافت که خود عکاس کجای اثر حضور دارد.

فرساد غفاریان در توضیحی برای عکس‌های این نمایشگاه می‌گوید: "در مدت ده سالی که از آغاز تجربهٔ عکاسی‌ام می‌گذرد، به تناوب ژانر‌ها و تجهیزات فنی گوناگونی را آزموده‌ام. یکی از این عرصه‌ها عکاسی با موبایل بوده است. حدود یک سال پیش و از نخستین روزهایی که عکاسی با موبایل را شروع کردم، تصمیم گرفتم به جای گرفتن عکس‌های یادگاری و شخصی با دیدی حرفه‌ای‌تر به دوربین موبایل نگاه کنم. به این ترتیب تلاش کرده‌ام، محدودیت‌های دوربین موبایل را با توانایی عکاسی خود به چالش بکشم و خود را متعهد به انتشار روزانهٔ یک عکس هدفمند و قابل ارائه در صفحه شخصی اینستاگرامم کرده‌ام. تاکنون تجربهٔ جالبی بوده، همچنان از این چالش لذت برده و بازخوردهای سازنده‌ای دریافت می‌کنم.

انتهای پیام/