سرویس تجسمی هنرآنلاین// شاید باورش کمی سخت باشد ،وقتی وسایل اضافی یا حتی برخی از زباله هایتان می تواند به یک اثر هنری تبدیل شود . خیلی وقت ها ما حتی فرصت جدا کردن زباله های خشک و تر مان را هم نداریم ولی در این میان هنرمندان نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا در پی راهی برای فرار از زباله ها و در جستجوی فضایی برای بازیافت آنها هستند. پرویز تناولی استاد مجسمه سازی ایران در یک دوره آموزشی در موسسه فرهنگی هنری ماه مهر به هنر جویانش ،هنر خلق یک مجسمه از مواد بازیافتی را آموزش داده و اکنون ٢٤ نفر از شاگردان به همراه استادشان، نمایشگاهی را با سه موضوع مجسمه های بازیافت ،امروزی کردن اسطوره و سه بعدی بر دیوار در گالری اصلی فرهنگسرای نیاوران برپا کرده اند.

گالری گردی در میان بازیافت ها

گالری سه طبقه فرهنگسرای نیاوران ،این روزها میزبان ٣٤ اثر از ٢٤هنرمندجوان است .این آثار چنان عظیم الجثه اند و با چیدمانی بیانگرا در این طبقات جای گرفته اند که در مواجهه با آنها این نکته که بعضی از آنها از مواد بازیافتی ساخته شده را فراموش می کنیم.

هنرمندان جوان از قالب های بیانی مختلفی برای ارایه آثارشان بهره برده اند ؛با آن که با یک نمایشگاه مجسمه رو به رو هستیم اما برخی هنرمندان کارهایشان را چون یک اثر نقاشی به روی دیوار نصب کرده اند ؛مثلا یکی گوش بزرگ سفیدرنگی از جنس فایبر گلاس نظیر گوش آدمی را روی دیوار نصب کرده و آن یکی در قابی بزرگ و رنگین سی صورتک سرامیکی را به دیوار آویخته است. اما اغلب کارها بزرگند و روی زمین و سه کنج های این گالری بزرگ خودنمایی می کنند .هرچند که به وقت قدم زدن روی پارکت های کف گالری سر به هوایی موقوف است؛ زیرا به ابتکار هنرمندی، یک اثرشامل تصویر حدود بیست پرتره با دهانی باز روی زمین پهن است .اما شاید جذاب ترین بخش گالری گردی در این نمایشگاه مربوط به پرفورمانس آن هنرمند ،خوش ذوقی باشد که به مانند دوره گردهای قدیمی ،استندی از بستنی های چوبی حاوی قرص و کپسول را به دور گردنش انداخته و آن را به بازدید کنندگان تعارف می کند .خلاصه با قدم زدن در فضای بزرگ گالری اصلی فرهنگسرای نیاوران با ٣٤اثر متفاوت از ٢٤مجسمه ساز جوان با ایده های متفاوت و کاملا معاصر ،البته با متریالی ارزان قیمت و ساده رو به رو می شوید .هر کدام از این آثار می تواند ،برای ساخت یک مجسمه با مواد بازیافتی برای شما خوانندگان ٦و٧عزیز الهام بخش باشد.

پرویز تناولی استاد این هنرمندان جوان در مورد شکل گیری این نمایشگاه می گوید: بازیافت یک دغدغه روز جهانى ست ؛ همیشه مقدار زیادی مازاد کارخانجات،بازیافت های خانگی ،بازیافت های سطح اجتماعی وجود دارد که این ها به دور ریخته می شود و خبر خوبی ست که مجسمه سازان بتوانند از این بازیافت ها استفاده کنند . اگر هنرمندان جوان بتوانند از این مازاد دور ریختی به عنوان متریالی برای ساخت مجسمه استفاده کنند خبر بسیار خوبی ست . امر بازیافت و یا پسماندهای صنعتی یک امر ایرانی نیست یک امر جهانی ست و همه جای دنیا با این موضوع در گیرند و در صدد پیدا کردن راه حل هایی هستند که این ها را به یک صورتی در گردونه بازیافت بچرخانند و آن را قابل استفاده بکنند لذا بدیهى ست اگر هنرمند هم بتواند بخشی از این را به دوش بکشد و به عهده بگیرد الگویى عملى و زیباشناختى به جامعه اش ارائه مى کند؛ نمونه شاخص این مهم در همین نمایشگاه به تماشاست ؛ هنرجویان از پسماندهای اقسام مختلف دور یختی ها استفاده کرده اند . هنرمندان به جاهایی مانند کاراژها ی میدان خراسان رفته اند و مواد دور ریختنى را خریداری کردند و هر کدام از بچه ها روی بخشی از این ها کار کرده اند .

از چه چیزهایی می توان مجسمه ساخت

لامپ های سوخته ،قرص و داروهای تاریخ گذشته ،چسب و لاستیک های بازیافتی ،بطری آب ، سی دی های بلاستفاده و یا حتی ته رنگ ها و پالت قدیمی یک نقاش می تواند سوژه ای برای خلق یک اثر هنری باشد .در بخش بازیافت چهارده اثر ازچهارده هنرمند به نمایش در آمده است .هنرمندان با متریال دور ریختنی ،ایده ها معاصری را بر روی مجسمه هایشان اجرا کرده اند. یکی سی دی های سوخته را مجسمه کرده ،دیگری برای خلق اثرش از لوله های دستمال توالت استفاده کرده و هنرمند جوان دیگری لامپ های قدیمی از رده خارج را متریال اثرش نموده است.

خلاصه به هر چیزى که دور و برتان هست و قصد دور ریختن دارید اگر با نگاهى هنرمندانه و خریدارانه نگاهى بیندازید مى توانید یک اثر هنرى پیشرو بسازید و مثل هنرمندان آموزش دیده این نمایشگاه آنها را به فروش هم برسانید

مجسمه از لامپ ٦٠وات

فریش البرزکوه یکی از هنرمندان جوانی ست که سابقه شرکت در تمامی دوره‌های مجسمه‌سازی پرویز تناولی را دارد .او با اثری با عنوان از نفس افتاده در این نمایشگاه شرکت کرده ؛لامپ های قدیمی در آثار البرزکوه مدت هاست جایگاه ویژه ای دارند او حتی زیور آلاتی را هم با همین متریال در نمایشگاه های گذشته اش به تماشا گذاشته بود. "از نفس افتاده" هم در این نمایشگاه از همین ذهنیت نشات می گیرد. او در این باره می گوید : لامپ هایی که در گذشته ما استفاده میکردیم دیگر جایگاهى در زندگى روزمره ما ندارد و جاى خودشان را به لامپهاى کم مصرف داده اند . از این رو مجسمه اى در سه قسمت ساختم که ٦٠٠ عدد لامپ ٦٠وات روشن می شود و چشمهای هر بیننده ای را خیره می کند اما این مجموعه لامپها دیگر از گردونه صنعت خارج شده در واقع نفسهاى آخر را می کشد . نور هاى جدید قرار است ،توهم آنهمه روشنایی را براى ما ایجاد کنند.اسم این کار را"از نفس افتاده"گذاشتم، چون با وجود تلاش برای ادامه مصرف آنها، بعد از مدتی از دور خارج می شوند .

مجسمه از تلفن های دور ریختنی

سهیلا ایلدار هنرمند دیگری ست که با اثر تامل بر انگیز، گفتگوی تمدن ها در بخش مجسمه های بازیافت این نمایشگاه شرکت کرده ؛متریال مورداستفاده در ساخت این مجسمه به جز صفحه آهنی و مفتول که برای پایه و اتصال استفاده شده ، گوشی ها و شماره گیرهای تلفن های قدیمی ست. این هنرمند با اشاره به فلسفه ساخت این اثر می گوید : در ارایه این مجسمه از فرم و کارکرد تلفن ،الهام گرفتم وبه عقیده من هدف این اثر هنری انتقال این پیام است که ما انسانها از دیرباز تا کنون توانایی گفت و شنود و ارتباط برقرار کردن با غیر را نداریم.

مجسمه از ضایعات کاغذ

آتنا اخوان به همراه همسرش ،شاهین قاسمی در دو بخش ، بازیافت و سه بعدی بر دیوار در این نمایشگاه شرکت کرده اند ، این دو هنرمند که دستی در زمینه چاپ دارند ،در بخش بازیافت بنابه همگونی با حرفه ی چاپ و دسترسی به ضایعات کاغذ و مقوا، ایده ی ساخت و ساز با ضایعات کاغذ را اجرایی کردند . آنها اثری را با عنوان کاغذ بازی که ترکیبی از کناره های مقوا و گیره های صنعتی ست و باعث ایجاد اشکالی پیچیده و بسیار ظریف شده را ارایه داده اند .این دو هنرمند در بخش سه بعدی روی دیوار اثری را با عنوان چهره صاحب اثر که با تکه های دایره ای شکل پلکسی خلق شده را به نمایش گذاشته اند .

مجسمه از قرص و کپسول

مهروز بلادی هنرمند دیگری ست که با اثر یخ درمانی دربخش بازیافت این نمایشگاه حضور دارد، وی درباره اثر یخ درمانی میگوید: پدر و خواهر من پزشک هستند ،تجهیزات پزشکی برای من بسیار آشنا ست ، بنابراین از قرص‌های تاریخ مصرف گذشته در کار خود استفاده کردم. من آنها را در قالب یک خوراکی شیرین که حسی نوستالژیک دارد و همه افراد به خوردن آن علاقه دارند، قرار دادم و چهار فرم رایج بستنی را به وجود آوردم. بستنی ها را آویزان و معلق نگاه داشتم و در پایین این بستنی‌ها عکس‌هایی از چند پرتره قرار دارد که یکی از آنها با دهان بسته و با تعجب به دیگران نگاه می‌‍کند و نمی‌داند چرا همه آدمها مسخ شده‌اند و هرچه به آنها داده می‌شود ،می‌خورند. بقیه آدمها هم با دهان باز به او نگاه می‌کنند و دهان آنها مانند سیاه چاله‌ای است که هر چه در آن بریزند می‌خورند و توجهی به ماهیت آن ندارند.

مجسمه از دستمال توالت

گل لوله و زیباله نام های آثار سارا رزمی در قسمت مجسمه های بازیافت ست که در ساخت آنها از سطل زباله شهرداری، لوله پلیکا، شیر فلکه آب و لوله وسط دستمال توالت استفاده کرده است.

رزمی با بیان اینکه لوله های سبز رنگ به عنوان ساقه گل و در انتها شیرهای قرمز آب به شکل گل تشکیل دهنده این اثرهستند ؛می گوید : در خلق این اثر سعی کردم لوله ها را همچون آدم های نسل خودم نشان دهم که در هر شرایطی از امروزی ها امیدوارتر و خوشحال تر هستند و همچون گل به رویش خود ادامه می دهند.

او در مورد مجسمه زیباله که تجمعی از لوله های وسط دستمال توالت هستند اضافه کرد :در این اثر با استفاده از لوله های دستمال توالت مصرف شده که مامن آنها جایی جز زباله دان نبود، سعی کردم اثری خلق کنم تا نمادی از برخی از پیچیدگی هایی باشد که در جامعه من دیده می شود. پبچیدگی روابط زن و مرد. این ارتباط همچون اثر من آنقدر پیچیده است که درک آن و پیدا کردن راهی که از پیچیدگی رهایمان کند، کاری است که نیاز به زمان بیشتر دارد.