سرویس تجسمی هنرآنلاین //

گالری‌های تهران این روزها میزبان نمایشگاه‌های متعدد و متنوع هنرهای تجسمی هستند. نمایشگاه‌هایی که طیف‌های مختلف هنرمندان و گرایش‌های هنری را پیش رو می‌گذارند. در ادامه 4 نمایشگاه از این میان را مرور می‌کنیم.

جشن بی پایان در گالری آتبین

شکاری در مجموع آثار این نمایشگاه نشان می‌دهد که دلبستگی اصلی او در نقاشی رنگین بودن و نوعی رفتار هیجانی با مدیوم رنگ است که او با به کار بردن تکنیک‌های مختلف در نشاندن رنگ‌ها بر سطح بوم و‌گاه با برداشتن و خراش دادن بخشی از آن‌ها بر تنوع فضای کار‌هایش می‌افزاید و موجب می‌شود آثارش اگرچه در فضایی مشترک و نزدیک به هم، حال و هوایی ویژه و مخصوص به خود پیدا کنند.

شکاری گاهی از کنار هم نشاندن سطوح با رنگ‌های مکمل در آثارش سود می‌جوید و‌گاه رنگمایه‌های نزدیک به هم و هارمونیک را برای فضای آثارش انتخاب می‌کند. او در بعضی از آثارش هم با کنار هم قرار دادن سطوح خلوت در مقابل مجموعه‌ای از عناصر جزئی‌تر تلاش دارد تا تعادل نقاشانه‌ای را در آثارش به وجود بیاورد.

این رویکردهای متفاوت ولی در عین حال مشترک در نحوه بیان تجسمی، موجب شده تا در این نمایشگاه با مجموعه‌ای یکدست و چشم نواز روبه رو باشیم.

حسن شکاری در مجموعه "جشن بی‌پایان" به مخاطب یادآوری می‌کند که دغدغه اصلی‌اش رنگ و بازی‌های تکنیکی با لکه گذاری‌ها و سطح بندی‌های رنگی است. او با کنار هم قرار دادن مجموعه‌ای از رنگ‌های‌گاه متضاد و‌گاه هارمونیک و تقسیم بندی فضای تابلو با سطوحی که رنگمایه‌ها و بافت متفاوتی دارند قصد داشته تا فضایی پرهیجان و سرزنده را در مجموعه‌اش به وجود آورد و در حقیقت چشم بیننده را به میهمانی رنگ‌ها دعوت کند.

نقاشی های فرزاد هدایت در گالری گلستان

تابلوهای فرزاد هدایت در گالری گلستان، نقاشى‌های او با تمام دنیاى گستردهٔ مقابلش، به سنت اصلى خویش وفادار می‌ماند و هنر تصویرى‌اش علیرغم تأثیرات خارجى گوناگون نوعى پیوستگى درونى در خود دارد نیازهاى مخاطب‌اش را مدنظر دارد.

او از جلوه‌های شگفت لذت مى‌برد و آمادهٔ پذیرش تصویرهای باورنکردنى است. او صحنهٔ نقاشى خود را براى لذت بصری و عاطفی خود و تماشاگر ایجاد مى‌کند.

در نقاشى‌های هدایت مفهوم و دریافت از شکل و رنگ، وسعت و دامنه‌ای به اندازه احساسات ما دارد و دید شاعرانه‌اش دنیاى دیگرى را پیش‌رو می‌نهد و کشف و شهود را در قالب‌هاى ملموس ارائه می‌کند. صالحی از طبیعت برای الهام گرفتن کمک می‌گیرد و عناصر طبیعی را در نقاشی‌های خود دخالت می‌دهد. این نوع نقاشی بر رنگ و خط و شکل استوار است و همین عناصر باعث هیجان انگیز شدن نقاشی های او می‌شود.

مجسمه‌های پنهان در گالری ساربان

نمایشگاه مجسمه های سعید لزرجانی با عنوان "مجسمه های پنهان » هم در نگارخانه ساربان برپا است. این نمایشگاه شامل ۲۴ اثر این هنرمند است که با استفاده از شاخه و ریشه های درختان خلق شده اند.

از عنوان مجسمه های پنهان می توان دریافت که از دیدگاه این هنرمند اثر تجسمی در لابه لای پیچیدگی های طبیعت،درون شاخ و برگ ها،گره ها،ریشه ها،خاک و سنگ پنهان است. لزرجانی در مواجهه با چنین موقعیتی با شکافتن و پالایش پوسته این پیچیدگی ها، اثرش را در لحظه ای کشف و خلق می کند.

به نظر می رسد هیچ تفکر اولیه ای، مانند طرح ریزی های متداول و مبانی شناسانه تجسمی و حضور قبلی در خلق اثر نقش تعیین کننده ای نداشته و اثر او حاصل داد و ستد و در نهایت ،پیوند واقعیت وجودی عناصر بصری بیرونی و حقیقت های احساسی-ادراکی درونی است. در واقع،اثر محصول کشف و شهود است و چون زاییده بداهگی است از تصنع،تکرار و تشابه خارج است و یگانگی و خصوصیات ناب هنری را به همراه دارد.

نمایشگاه گروهی نقاشی در گالری ویستا

آنچه که میان نقاشی‌های در این نمایشگاه مشترک است، نمایش تضادها و تناقضات اجتماعی و فرهنگی است که هر کدام از ما به نوعی با آن درگیر و روبه‌رو هستیم. مشکلات زن در جامعه امروز، دریافت‌ها و مناسبات اجتماعی و همچنین شکست‌ها و تناقض‌ها مواردی است که در این نمایشگاه به آن پرداخته شده است.

نقاشی سحر مسلمیان چون بازتابی از زندگی شخصی هنرمند است که در موقعیت و زمان واقعی رخ می‌دهد. او از طریق نشانه‌ها به بافت و فرم و رنگ معنا می‌دهد و از نشانه‌های متفاوتی برای ارتباط با مخاطب استفاده می کند.

شاهین نوروزی با روش اجرا و نتیجه نقاشی هایش فضایی را ایجاد می کند که با نمایش زخم های غول پیکر ، در زمینه ای با رنگ های درخشان، و در موقعیتی شکافته و در حال فروریزی ، وضعیتی بازنوازانه را به رخ می کشد. اما با نمایش نشانه هایی زمان دار و آشنا آثار را وارد ورطه ای می کند که همزمان هول انگیز و طنز آمیز می نماید.

سمیه دادرس در نقاشی اش استحاله و چیدمان ذهنیت اثر را به تصویری دلهره آور سوق می دهد و تلاش دارد تا تاثیری از جنس هشداردهنگی به مخاطب انتقال دهد.

الهام شیروی در آثارش با پرس کردن فیگورها در زمینه موقعیتی به ظاهر انتزاعی ایجاد می کند ، که حاصل فاصله گذاری های نمادین است. این دیدن و درک از طریق حس لامسه در تمام تن گسترش می یابد، سرگیجه آغاز می شود و هیجانی و مالیخولیایی بدن را فرا می گیرد.

نقاشی های شادی موسوی درنقد مسئله جنسیت و فرهنگ مذکر شکل می گیرد. او همزمان نگاه کالایی به جنسیت در افتاده است . آثار او غالبا توسط گروه اندکی از مخاطبین به صورت خصوصی دیده شده اما نقاشی های جدیدش امکان نمایش عمومی را یافته است.

انتهای پیام/