سرویس تجسمی هنرآنلاین// امروزه ایجاد محیطی سالم برای زندگی انسان‌ها از اهمیت بسیار فوق‌العاده‌ای برخوردار است. هم‌اکنون شهرهای جهان مملو از علائم، نشانه‌ها و دیگر عناصر گرافیکی آموزش‌دهنده و اطلاع‌رسان هستند و عاملی برای ایجاد نظم و یاری‌دهندۀ مدیران و مجریان برای به اجرا درآوردن قوانین و مقررات و ابزار توسعۀ اقتصادی محسوب می‌شوند. نشانه‌های تصویری خدماتی، علائم راهنمایی و رانندگی، سیستم‌های هدایت تصویری و نوشتاری برای اماکن خصوصی و عمومی، آگهی‌های تجارتی و ده‌ها مورد دیگر نقش بسیار مهم و انکارناپذیری را در ارائه خدمات، راهنمایی، تسهیل در امر تردد و حمل و نقل شهری و اطلاع‌رسانی ایفا می‌کنند و همۀ این‌ها به عهدۀ "گرافیک محیطی" است.

"گرافیک محیطی" نوعی از گرافیک است که در محیط‌های عمومی‌عرضه می‌شود و می‌کوشد تا بین طرح‌هایی که ارائه می‌دهد و هر آنچه از پیش در محیط وجود دارد، هماهنگی ایجاد کند. "گرافیک محیطی" هم می‌تواند به صورت دو بعدی و مسطح و هم به صورت سه بعدی وحجمی ارائه شود.

طراحان گرافیک محیطی با طراحی علائم و نشانه‌ها و همچنین تبلیغات تجاری مناسب سعی دارند تا شرایط زیست مردم را همواره از نظم، منطق و زیبایی لازم برخوردار کنند. "گرافیک محیطی" چنانکه گفته شد از بخش‌های متعددی تشکیل شده است که تبلیغات روی بدنۀ اتوبوس‌ها، ایستگاه‌های اتوبوس، تابلوهای شهری و جاده‌ای، تبلیغات روی بالن‌ها و ارائه ماکت‌های تبلیغاتی از آن جمله است.

با قباد شیوا؛ گرافیست پیشکسوت معاصر به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم تا دربارۀ بخشی از گرافیک محیطی که بیشتر به تبلیغات جاده‌ای مربوط می‌شود، بیشتر بدانیم.

گرافیک محیطی را چگونه تعریف می‌کنید؟

گرافیک محیطی علم و پدید‌های است که از حدود ۳۰ سال پیش و از اواخر قرن بیستم مطرح شد، با این تعریف که محیط زندگی مردم که در آن رفت و آمد می‌کنند باید به صورت کاربردی زیبا باشد. مثلاً مطرح شد ساختمانی که ساخته می‌شود داخلش مالِ صاحبش است اما بیرونش محیطی است که با مردم ارتباط پیدا می‌کند، پس باید زیبایی نمای این ساختمان با فرهنگ آنجامعه منطبق و به صورت کاربردی زیبا باشد. "گرافیک" یک صفت است که اگر آن را به هر سطحی اضافه کنید آن سطح به لحاظ زیبایی و تأثیر بصری انرژی خاصی پیدا می‌کند، بخش دیگر "گرافیک" رسالت رسانه‌ای آن است که در کنار زیبا‌تر کردن اطلاع رسانی می‌کند.

زیبایی که از آن صحبت می‌کنید به چه معناست؟

برای ایجاد این زیبایی محیطی مؤلفه‌هایی مانند تناسبات، بافت و دیزاین در نظر گرفته می‌شود، اینکه مثلاً کجا درخت باشد، فضای سبز کجا باشد، هارمونی مجموعۀ ساختمان‌ها خیلی مهم است و اینکه تابلوهای کسبه، آسفالت، مبلمان شهری، باجه تلفن و ایستگاه اتوبوس کجا باشد و روی همه این‌ها به لحاظ استاتیک فکر می‌شود که به مجموعۀ آن "طراحی گرافیک محیطی" گفته می‌شود. هرچه محیطی که ما در آن هستیم حساب شده‌تر و به لحاظ استاتیک راحت‌تر و زیبا‌تر باشد تأثیر مهمی روی روحیۀ مردم می‌گذارد و این به عهدۀ طراحان گرافیک محیطی است.

یک بخش از گرافیک محیطی مربوط به علائم هدایت کننده می‌شود که در بخش رسانه‌ای گرافیک جای می‌گیرد. مثلاً شما برای رفتن از اینجا تا ایستگاه اتوبوس مجبور هستید نشانی ایستگاه را از پنج نفر بپرسید اما با نصب این علائم در مسیر شما به سمت ایستگاه اتوبوس هدایت می‌شوید. علائم هدایت کننده فقط مربوط به داخل شهر نمی‌شود و تمامی علائم راهنمایی و رانندگی در جاده‌ها را هم در بر می‌گیرد که مثلاً راننده بداند چند کیلومتر را طی کرده است یا او را آگاه می‌کند که چند متر جلو‌تر یک پیچ در جاده است و از این قبیل.... علائم راهنمایی و رانندگی در همه جای دنیا یکسان است و البته محل درست نصب آن مهم است. در تمام دنیا برای طراحی محیطی یک همکاری مشترک بین طراحان گرافیک با معماران و شهرساز‌ها وجود دارد.

تبلیغات جاده‌ای باید دارای چه ویژگی‌هایی باشند؟

تبلیغات جاده‌ای معمولاً به وسیلۀ بیلبورد‌ها به نمایش در می‌آیند و برای نصب آن باید جهت طلوع و غروب خورشید، جهت جاده، عرض جاده و محل درست نصب تابلو در نظر گرفته شود. در اغلب کشورهای خارجی روی این موارد خیلی دقت می‌شود تا به لحاظ ایمنی، تبلیغات روی این تابلو‌ها طوری جلب نظر نکند که باعث تصادف رانندگان شود. در جاده‌ای که سرعت رانندگان ۱۲۰ کیلومتر در ساعت است، تبلیغات جاده‌ای باید آنقدر مختصر و در عین حال قدرتمند باشند که حین گذر با سرعت بالا هم بشود پیام تبلیغاتی آن‌ها را دریافت کرد. این تابلو‌ها باید چشمگیر باشند و سادگی و ایجاز در آن‌ها رعایت شده باشد. مثلاً در هاروی آمریکا روی یک تابلوی تبلیغاتی جاده‌ای فقط بزرگ نوشته شده است: "وینستون" و همین! و اثری از جزئیاتی مثل شمارۀ تلفن و نشانی و توضیحات اضافه دیگر در آن دیده نمی‌شود. اما متأسفانه در ایران این موارد کمتر رعایت می‌شود. چون جذابیت و خلاقیت در بیلبورد‌ها به عهدۀ سازمان‌های تبلیغاتی‌ای است که اغلب فاقد طراحان خلاق هستند و نصب این تبلیغات در جاده‌ها و شهر‌ها هم زیر نظر سازمان زیبا سازی صورت می‌گیرد که این سازمان نیز فاقد افراد حرفه‌ای برای نصب بیلبوردهاست. هیچکدام از تابلوهای تبلیغاتی جاده‌ای ایران در ذهن من نمی‌ماند، هیچ ایدۀ جدیدی در آن‌ها نیست و چون در ذهن نمی‌مانند پس تبلیغات خوبی به لحاظ بصری نبوده‌اند.

در گرافیک محیطی آیا اصولاً پیام مهم‌تر است یا زیبایی و چشمگیر بودن؟

زیبایی مهم‌تر است. ما هرکاری که می‌کنیم باید زیبا باشد. طبیعت بشر شیفتۀ زیبایی است و زیبایی عامل ورود نگاه به یک اثر است. اگر اثری زیبا نباشد شما حتی به آن نگاه هم نمی‌کنید. در یک دیزاین خوب فقط زیبایی مهم نیست اما از هر دیزاینی اگر زیبایی را حذف کنید، آن دیزاین را از پیش شکست خورده تصور کنید. زیبایی شرط اول ارتباط است. من سعی می‌کنم تا تمامی پوستر‌هایم سوای اینکه محتوایشان چیست، همه زیبا باشند.

به نظر شما چه نوع تبلیغاتی برای گرافیک محیطی مناسب‌تر است؟

روی بدنۀ اتوبوس‌ها باید کالاهایی تبلیغ شود که نیاز روزانۀ مردم را تشکیل دهد چون کسانی که در خیابانهای شهر رفت وآمد می‌کنند یا سوار اتوبوس‌ها می‌شوند اغلب به دنبال تهیۀ نیازهای روزانه‌شان هستند. این در حالی است که چند وقت پیش متوجه بدنۀ اتوبوسی شدم که روی آن تبلیغ بلبرینگ شده بود! و باید دید چند نفر از کسانی که در کوچه و خیابان شهر در حال ترددند اصلاً بلبرینگ را می‌شناسند تا احیاناً بخواهند به این تبلیغ توجه نشان دهند! مطمئن باشید هیچوقت اتومبیل کادیلاک برای جلب مشتری، تبلیغاتش را روی بدنۀ اتوبوس در نظر نمی‌گیرد.

مثلاً برای جاده‌ها، تبلیغات بانک‌ها مناسب است یا یک تولید جدید، آن هم با یک طراحی بسیار ساده که فقط از دو فرم بیشتر تشکیل نشده باشد. اما متأسفانه الان در تبلیغات جاده‌ای ایران به قدری تابلو‌ها را با نماهای مختلف دور و نزدیک شلوغ می‌کنند که هیچ چیز به درستی در آن‌ها دیده نمی‌شود.

بعضی تبلیغات جاده‌ای سعی می‌کنند با تکرار تابلو‌ها در طول جاده روی مخاطبشان تأثیر بگذارند.

بله و تأثیرشان البته به شرط زیبایی و گیرایی آنهاست.

آیا تبلیغ پیام‌های اخلاقی مناسب جاده‌ها است؟

نه مناسب نیست. این نوع تبلیغات باید در پوسترهای اجتماعی بیان شود و جایش در مکانهای عمومی دیگری مثل بیمارستان‌ها و سینماهاست و نه در جاده‌ها. تبلیغاتی که در جایگاه خود استفاده نمی‌شوند بیشتر ایجاد پارازیت و دلزدگی می‌کنند.

تابلوهای جاده‌ای از ۱۰۰ متری باید به راننده سیگنال بدهد و او را متوجه خود و کنجکاو برای دیدنش کند و عواملی مانند کنتراست موجود در تابلوی تبلیغاتی این حس را در راننده به وجود می‌آورد و نه موضوع تبلیغ. پس یک تابلوی تبلیغاتی اول باید دیده شود و بعد که دیده شد، پیام آن انتقال می‌یابد. مرحلۀ سوم "درک" است که بعد از دیده شدن تابلوی تبلیغاتی، مخاطب چه درکی از آن خواهد داشت و خود فرم تبلیغ در این ادراک مهم است و باید به گونه‌ای طراحی شده باشد که یک روستایی یا یک روشنفکر و نویسنده که از کنار آن می‌گذرند هر یک بتوانند درک مختص به خود را از آن داشته باشند. بر این اساس، کالایی که در تابلوهای جاده‌ای تبلیغ می‌شود باید مصرف همگانی داشته باشد، مثل پودر رختشویی که از فقیر و غنی به آن احتیاج دارند و مثلاً تبلیغ یک کتاب اصلاً جایش در بیلبوردهای جاده‌ای نیست یا تبلیغ خاویار، که من و شما نه پول تهیۀ آنرا داریم و نه حتی می‌توانیم آنرا به راحتی پیدا کنیم. معمولاً جای تبلیغات مربوط به پول و تجارت مناسب تابلوهای جاده‌ای است. زمانی در فرنگ برای تبلیغ آبجو به تعداد لغت‌های نام شرکت تولیدی آن آبجو از خانم‌های پری پیکر و مایو پوشیده استفاده شد، در حالیکه در کنار جاده ایستاده بودند و هرکدام تابلوی حرفی از حروف نام آن شرکت آبجوسازی را بالای سر خود گرفته بود. اتومبیل‌هایی که از آنجاده می‌گذشتند به خاطری ابتکاری که طراح این ایده به خرج داده بود، متوجه این تبلیغ اثربخش جاده‌ای می‌شدند اما این تبلیغ منجر به تصادف و برخورد همزمان چندین اتومبیل با یکدیگر شد. این نوع تبلیغ یک ابتکار بود اما ابتکار خوبی نبود و منجر به تصادف شد و بلافاصله هم شهرداری دستور داد که این تبلیغ را جمع کنند.

انتهای پیام/

گفت‌وگو از مریم نظری