سرویس تئاتر هنرآنلاین: اجرای یک متن خارجی ساختارمند به خاطر شباهت‌های موضوعی آن با حوادثی که در جامعه مورد نظر کارگردان می‌گذرد، اقدامی به جا و مؤثر و حتی قابل تقدیر است، اما برای چنین رویکردی، وفادار بودن به موضوع و محتوای نمایشنامه اصلی امری الزامی تلقی می‌گردد؛ مضافأ این که دستکاری و ذهن‌کاری بخش‌های قابل توجهی از متن، عملا آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اجرا می‌زند. در متن اصلی نمایش "شب آوازهایش را می‌خواند" اثر "یون فوسه"، والدین "مرد جوان" به دیدن او ،همسرش و بچه‌اش - که ظاهرأ نوه آنان محسوب می‌شود - می‌آیند و عملا در نمایش حضور دارند.

آن‌ها بعد از دیدن نوه‌شان در مورد این که آیا او واقعأ بچه پسرشان است یا نه، شدیدا دچار تردید می‌شوند، چون هیچ شباهتی بین بچه و پدر بچه نمی‌یابند. نویسنده در متن اصلی این قسمت را به عنوان یکی از گره‌های موضوعی مهم اثرش خاطر نشان می‌کند تا با اشاره به چنین موضوعی خیانت زن به شوهرش قبل از آشکار شدن قطعی آن در بخش‌های پایانی، زمینه پرسش‌های معینی باشد و به تعلیق‌زائی متن و اجرا کمک نماید و ضمنأ به طور همزمان همراهی عاشقانه و پر از دلبستگی پدر و مادر "مرد جوان" هم با زندگی سرد، پُردغدغه و عاری از عشق نسل بعدی (زندگی خانوادگی پسرش) به قیاس درآید.

رضا گوران این بخش مهم را حذف نموده است؛ یعنی قسمتی از وجوه تماتیک اثر نادیده گرفته شده و عملأ دو پرسوناژ مؤثر و نقش‌مند که نشانه‌هائی برای ردیابی گره‌های موضوعی مهمی هستند، کنار گذاشته شده‌اند؛ این کار رضا گوران در حقیقت ترور کردن پرسوناژهای نمایشنامه یک نویسنده به حساب می‌آید.

آنچه هم که از متن باقی مانده، با دخالت‌های ذهنی ثانویه‌ای تا حد قابل توجهی "فرامتنی‌تر" شده است؛ استفاده از پرسوناژ "خیاط سامورائی نما" به عنوان یک حضور غیابی فرضی از همان آغاز به مثابه تمثیلی از پرسوناژ "فاسق" به این ترفندها اضافه شده است. این اقدام کارگردان در حقیقت عینی کردن یک پرسوناژ غایب است که قبل از حضور نهائی‌اش در پایان نمایش، به او حضوری اختیاری و همزمان تحمیلی هم داده شده تا مفاهیمی ضمنی مثل "مرگ و زندگی" و "موقعیت بینابینی این دو" به نمایش گذاشته شود و موضوع متن ناقص شده "یون فوسه" تا حدی از سادگی، بدیهی و تکراری بودن موضوعش به درآید و "مُهر" کارگردان هم به شکلی تحمیلی پای متن و اجرا باشد.

نمایش "شب آوازهایش را می‌خواند " به نویسندگی یون فوسه و با دخالت‌های زیاد، حذف، شکل‌دهی‌های ذهنی، انتزاعی و نهایتأ کارگردانی رضا گوران، به طور قابل توجهی از اهداف ساختاری و محتوائی اولیه‌اش دور شده و درحد یک تجربه محدود و "اتوود گونه کارگاهی" عرضه شده است. دختر نوجوانی هم که به جای "بچه" در صحنه حضور دارد، بر بی‌ابتکاری و سطحی‌نگری رویکرد کارگردان افزوده، زیرا طولانی بودن زمان بعد از ازدواج زوج جوان را نشان می‌دهد و این با موضوع نمایش منافات دارد؛ ضمنأ از میان بازیگران فقط "باران کوثری"- آن هم درحد و مقیاس معمولی- بازی نسبتأ قابل قبولی، ارائه می‌دهد و البته باید خاطر نشان کرد که نقش پرسوناژ مورد نظر هم هیچ پیچیدگی روانی و ذهنی خاصی ندارد که زنان بازیگر دیگر نتوانند آن را به خوبی اجرا نمایند.

طراحی صحنه که منظور از آن دوسویه شدن فضای عاطفی خانه بوده، بسیار کلیشه‌ای، انتزاعی و حتی در تقابل نسبی با محتوای عمیق اثر قرار گرفته است و مضمون و تأویل آن برای مخاطبان عمومی تئاتر چندان هم گویا نیست و صراحت ندارد؛ ضمنأ نباید فراموش کرد که جدائی زوج مورد نظر نمایش کاملأ دوسویه نیست، زیرا زن هنوز شوهر تنبل و خانه‌نشینش را دوست دارد. اصرار بر این موضوع هم که "خیاط انتزاعی و سامورائی نما" یا همان "فاسق زن" به طور غیابی و در نهان همیشه در زندگی زوج جوان دخالت و سهم دارد، نتوانسته اجرا را گیرا و تأثیرگذار جلوه دهد. نوردهی نمایش مناسب است، اما موسیقی همراه با کلام به سبب انگلیسی بودن اشعارش، فضای فارسی نمایش را نامأنوس، دوگانه و بیگانه کرده است. در کل، تأکید "یون فوسه" بر بی‌تناسبی، جداافتادگی نسبی و تنهائی عاطفی و ذهنی زن و شوهر که عملأ در نمایشنامه اصلی به خاطر انعکاس دهی فضای سرد و عاری از عشق و نیز بی‌محتوا شدن زندگی‌شان صرفأ با القاب "مرد جوان" و "زن جوان" معرفی شده‌اند تا حدی نادیده گرفته شده است. میزانسن‌ها نه بر اساس دستورالعمل‌های متن اولیه و نه کاملأ بنا به ابتکار کارگردان، بلکه اجبارأ به تناسب طراحی صحنه که توسط خود او انجام شده و به اقتضای اجرای نمایش در وسط سالن، شکل‌دهی شده است. این طراحی به تقویت و تعمیق موضوع کمک نکرده، بلکه واقعیت‌های تلخ را با نگره‌های انتزاعی درآمیخته است.

نمایش "شب آواز هایش را می‌خواند" به کارگردانی رضا گوران که هم اکنون در سالن سمندریان خانه هنرمندان اجرا می‌شود، از لحاظ اجرا و موضوع تا حدی انتزاعی و فرامتنی شده است و اساسأ جایز نیست که نویسندگی متن به "یون فوسه" نسبت داده شود؛ ضمنأ اجرای آن در کل، نسبتأ خسته کننده است.

حسن پارسایی